Home خانه
حبیبالله کلکانی و ملای لنگ، جنوب شریعت میخواست، شمال عدالت
حبیبالله کلکانی و ملای لنگ، جنوب شریعت میخواست، شمال عدالت
قیامها علیه شاه امانالله خان یکدست نبود. مردم در هر منطقه به دلیل جداگانهای در برابر حکومت ایستادند. در جنوب و شرق، مخالفتها بیشتر رنگ مذهبی و قبیلوی داشت، اما در شمالی، مردم از مالیاتهای سنگین، فقر، تبعیض قومی و فشار مامورین دولت به تنگ آمده بودند.
در جنوب، شورش ملای لنگ در برابر اصلاحات امانالله خان شکل گرفت. آموزش دختران، کم شدن نفوذ ملایان و اصلاحات مربوط به زنان، برای علما و سران قبایل پذیرفتنی نبود. آنان این اصلاحات را خلاف شریعت، سنت و عرف قبیله دانستند و مردم را علیه دولت شوراندند.
شاه امانالله زیر فشار همین شورش، در لویهجرگه ۱۳۰۳ خورشیدی از بخشی از اصلاحات خود عقب نشست و محدود شدن آموزش دختران و بسته شدن بخشی از مکاتب را پذیرفت. بعدها نادرخان نیز همان راه را ادامه داد و امروز طالبان همان نگاه قبیلوی و ضد آموزش را دنبال میکنند.
حتی در زمان حکومت پروفیسور برهانالدین ربانی، رئیسجمهور اسبق، همین فکر از جنوب دوباره سر بلند کرد. روایت است که هیئتی از قندهار نزد پروفیسور ربانی آمد و خواستار بستن مکاتب دخترانه و منع کار زنان شد. اما پروفیسور ربانی گفت: «دروازهٔ ارگ را میبندم، اما دروازه مکاتب دخترانه را هرگز!»
این موضع، تفاوت دو نگاه را روشن میکند. پروفیسور ربانی حاضر بود از قدرت بگذرد، اما آموزش دختران را قربانی نکند، در حالی که شاه امانالله برای حفظ قدرت، بخشی از مکاتب دخترانه را بست.
اما قیام شمالی به رهبری حبیبالله خان کلکانی ریشه دیگری داشت. مردم شمالی احساس میکردند بار مالیات، سربازگیری و هزینههای دولت بیشتر بر دوش آنان افتاده است، در حالی که جنوب و شرق، با امتیازات قبیلوی و سیاسی، کمتر زیر فشار مالیاتی بودند.
برای مردم شمالی، مسله تنها مالیات نبود، مسله یی عدالت هم بود. آنان رفع ظلم، تبعیض قومی و بیعدالتی اداری میخواستند. به همین دلیل، قیام کلکانی در میان دهقانان و مردم محروم پایگاه پیدا کرد.
پس از رسیدن حبیبالله خان کلکانی به قدرت، یکی از نخستین کارهای او لغو مالیاتهای دوره امانی بود. اما تا امروز هیچ سند رسمی و معتبر غیر درباری وجود ندارد که نشان دهد او فرمان مشخصی برای منع آموزش دختران صادر کرده باشد، حتی در گزارشها و منابع انگلیسی و روسی نیز چنین سندی دیده نمیشود.
همه بدبختی افغانستان کنونی از دست کلکانی چرک نوکر انګلیس و ربانی بیناموس جاسوس ای اس ای خاین و وطنفروش است که همه تجهیزات نظامی را به بادارش پاکستان به قیمت اهن به فروش رساند و بچه سقو چرک اولین نوکر انګلیس بود که به اشاره انګلیس اولین بار در تاریخ افغانستان دروازه درس تعلیم به روی دختران و زنان بسته کرد و معاش معلمین را به ملاها وقت اختصاص داده تو اګر بیناموس نباشی متعصب نباشی قوم پرست نباشی باید حقیقت را بګوی اما بسیار به چشم سفیدی میایی از یک خاین جاسوس وطنفروش فرشته درست میکنی توپ تانګ طیارها وسایل نظامی را کی به فروش رساند در دهه شصت به روی دختران جوان کی تیزاب پاش داد کی ها مکتب را به روی دختران بسته نمود اما حقیقت نمیګوید چون بیناموس هستید تف به ذات شما طایفه سګ حرامی در ذات وطایفه تان سګ بشاشه از نطفه حرام بدنیا امدین ګناه تان نیست
شما مردم بسېار چشم سفېد و کثېف هستېد، یک کثافت ره بنام کلکانې که ک و ن خوده پاک کده نمې تانست، شما به بسېار چشم سفېدې رهبر ګفته اصلن نه مې شرمېن، به چند کلمه فاشېستې و تبعېضې شما تارېخ اصلن تغیر کننده نېست ، شما از کدام قول مېګېن که پېش ربانې مردم جنوب امده بود، کدام رفرنس دارېن شما کدام ربانۍ ره ېاد اور شدېن، همان ربانې که ملته چور کد، به هزار ها جرېب زمېن ، هوتل های سوېسې د دخترا رقاص داره، اولادهاېش صاحب ناېت کلب ها است، همان ربانې که چوکې ریاست جمهورې ره تا تخار و فرخار و بدخشان به کونش چسپانده مې ګشتاند، همان ربانې که مېګفت اګه مردار هم شوم چوکې ره به کس دېګه نخواهم ماند، همان ربانې که با داشتن همه علم دېنۍ و دنېاوي مهره محورې خانه جنګې بود، افسوس به فکر ګندې تان.
سند !
خاک به چشمی مردم نزند
فرمان ها حبیب الله کلکانی مشهور به بچه سقو!
فرمان پادشاهی
چون بمرحمت حضرت الهی و تائیدات دین رسالت پناهی به خلع به امانالله مخرب دین که یگانه آرزوی ما و شما بود موفق شدم از بدو جلوس خود اجراآت نامشروع او را ممنوع نمودهام برای آگاهی شما غیرتداران دین حضرت سیدالانام ذیلاً مینگارم.
۱:- سلام که از طریقه مسنونه است و باشاره کلاه رواج داده بود مطابق سنت سنیه امر دادم.
۲:- دستار که از طریقه و سنت آنحضرت است و ادای نماز بآن کامل میگردد موقوف کرده بود حکم دادم که بالکل دستار رواج باشد.
۳:- البسه اسلامی که ترک شده بود برحال دانسته مشابه کفار را منع کردم.
۴:- ترک ستر را که حکم کرده بود مسترد کردم.
۵:- برآمدن زنان و دختران بالغه را بدون اجازه ولی شان و مکتب مستوراترا موقوف کردم.
۶:- قطع ریش و بروترا موقوف کردم.
۷:- مکاتب انگریزی و فرانسوی و جرمنی را موقوف کردم.
۸:- فرستادن دخترها را که در خارجه نموده بود چون بدناموسی ملت بود جایز ندانستم و آنها را خواسته دیگر فرستادن را قطعاً ممنوع نمودم.
۹:- آنچه کوشش برای ترقیات دنیای دو روزه بدون ملاحظات دینی داشت و از آنها ضرر دینی آنها بظهور میرسید ممنوع نمودم.
۱۰:- استخفاف علم و علما را مینمود و برخلاف آن احترام شان شرعاً واجب است.
۱۱:- نفاقاندازی که بواسطه ترک مذهب و خرابی عقیده خود در اسلام انداخته بود برطرف نمودم زیرا تمام رویه را بر طبق مذهب حنفی نمودم.
۱۲:- حساب هندسه انگریزی را رواج داده بود موقوف کردم.
۱۳:- سنه قمری را که به شمسی تحویل داده بود موقوف کردم.
۱۴:- روز جمعه را که به پنجشنبه تبدیل کرده بود متروک ساختم.
۱۵:- حقوق بیتالمال را بخواهشات نفسانی خود صرف کرده مصارف ملا و مؤذن و مساجد را قطع کرده بود جاری ساختم.
۱۶:- امر معروف و نهی منکر را که مانع شده بود رواج دادم.
۱۷:- حضرات مجددی را که پیشوای اسلامیان است محبوس ساخته بود رها ساختم که تلقین دینی نمایند.
۱۸:- شراب خوری را که رواج داده بود بالکل موقوف کردم.
۱۹:- ملا عبدالله خان {مشهور به «ملای لنگ»} مرحوم سمت جنوبی را که در راه سربازی دین مقتول ساخته بود امر دادم که مرقدش درست و آباد کرده شود.
از نزد فقرات فوق شمایان را اطلاع دادم که مستحضر باشید و علاوتاً از فقرات فوقالذکر مراعات اهالی را بفقرات ذیل نیز نمودم:
۱- بخشش باقیات سالهای ماضی الی اخیر۱۳۴۷ که از قسم مالیاتی بر ذمه رعایا ملکان باقی مانده باشد.
۲- ملازمت نظام خوشی برضاء بمعاش ماهواره بیست روپیه و چهار سیر غله در سال و دو دست دریشی و یک جوره بوت.
۳- معافی اضافات مالیاتی از قبیل طرقی و سرک پلی و باقی وغیره.
این همه تکالیف خلاف شرع شریف را ممنوع کرده مالیه حقیه اسلامی را که شارع حکم داده منظور کردهام و در آسودهحالی احوال رعایا چنانچه باید و شاید کوشیده و میکوشم و تمام اجراآت مملکتی را بر طبق جواز شرع انور نموده و مینمایم و از شمایان خواهش دارم که بیعتهای قومی خود را گرفته باعزة و اشراف و سادات و علماء و خوانین و ملکان بحضور و والای ما حاضر شوید که علماء و سادات بمکافات خوب نایل و خورسندی حضورم از شما حاصل نموده وظیفه مستمری سادات و خوانین را بقرار بست سلطنت امیر شهید حکم منظوری دادم.

قضایای تاریخی را نباید سلیقوی تفسیر کرد. قیام ملای لنگ یا شورش جنوب علیه حکومت امانی به بهانه برنامه های ضد دینی امان الله خان به وقوع پیوست؛ عین شورش در مناطق دیگر افغانستان هم ظاهراً به این بهانه به راه افتاد. این نبود که در جنوب مردم شریعت میخواستند در شمال غیر شریعت. قیام امیر حبیب الله خادم دین بر اساس فتوی علمای دین بخاطر اعاده شریعت به راه افتید. شریعت خودش عدالت است و به عدل حکم می کند. اگر چنین نبود تخلص امیر حبیب الله خادم دین رسول الله گذاشته نمی شد. در هیچ جای تاریخ نیامده که خادم دین بخاطر مالیات های سنگین قیام کرده باشند. در مورد استاد ربانی شهید، طوریکه خودش به زبان خود حکایت کردند که از جنوب هیاتی به نزد شان آمده بود نام هیات را هم گرفتند. هیات از استاد تقاضا داشته که طوری که مذهب ابوحنیفه را قبول کرده ایم که تاجیک بود؛ رهبری خودت را هم قبول داریم مشروط به این که زنان و دختران مکتب نروند و کار در ادارات دولتی نکنند. استاد برای شان گفته بود که در دین ما کدام ممانعتی در درس و تعلیم زنان نیست شریعت به آن اجازه داده است. ...
نسل شما بالای مادر خود هم تهمت میزند بخاطر پول شما از ناموس تان میگذرد تاریخ جعلی ساختن وظیفه شما اولاد جوگی است تاریخ اصلی را کتمان می کنید.
از دزد رهزن و جنایتکار قاتل فرشته می سازید.
حارث جان نوشته بسیار عالی، کامیاب و موفق باشید. شنیدن حقیقت و پذیرش واقعت های تاریخی برای یک تعداد سخت تمام میشود، حتی آنقدر که با پایین اوردن حیثت خود متوصل به فحش و دشنام میشوند. این البته بیانگر ناقص بودن سطح دانش، منطق و آگاهی شان از واقعت های عینی در اجتماع میباشد. ضمنآ نشان دهنده اخلاق، تربیه فامیلی و محیطی که در آن پرورش یافته اند میباشد. من نمیدانم که این اشخاص زبون و بی غیرت تا چه وقت به این اعمال شنیین خود ادامه میدهند. خداوند هدایت شان کند.
پس نباید قیام جنوب و شمالی را یکی دانست. جنوب برای دفاع از سنت قبیلوی و مخالفت با اصلاحات مدنی برخاست، اما شمالی علیه مالیات، تبعیض و بیعدالتی قیام کرد. جنوب شریعت میخواست، اما شمال عدالت.






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























