Get Adobe Flash player

Calendar جنتری

آوریل 2026
دسچپجشی
12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 34 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

جنتری ، کلیزه یا تقویم سال ۱۴۰۴

مرحوم تورن جنرال الحاج نصرالله خلیل

janral nasrullah khalil A 200سوانح مختصر مرحوم الحاج تورن جنرال نصر خليل

پوهنیار حمیدالله "فاروقی" سمبول وحدت

مرحوم تورن جنرال یحیی نوروز

janral20yahya20nawrozمرحوم تورن جنرال یحیی نوروز مسکونه قریه کلنگار ولایت لوگر.

الحاج جنرال عبدالمجید خوشیوال

مرحوم الحاج كندك مشر سيدعلم خان خوشيوال

دست پخت غذاهای افغانی

معرفی داکتر صاحب فضل الله مجددی

لوی پاسوال غلام مجتبی پتنگ

شهید انجنیر محمد صابر مشهور به ټپک

سوانح مختصر داکترعزیزالله لودین

وزیر محمد ګل خان مومند د افغانستان پخوانی د کورنیو چارو وزیر

معرفی تیم فوتیال زرغونشهر

پلان انکشافی ولایت لوگر

افتتاح اولین مکتب متوسطه برکی راجان حکومت کلان لوگر

ښاغلۍ تمهيد الله سيلاني

د لوګر د جریدي چاپ شوی ګڼي

ښاغلۍ شیرمحمد (ستانکزی) د لوګر اونیزې مسؤل مدیر

د الحاج زمرک پادخوابي ټولنیز بنسټ

د لوګر د ځوانانو ټولنیزي او کلتوري ټولنه

د مرحوم انجنرسردار خان لنده پپيژندنه

حافظ قرآنکریم و انجینیر

تیم گل بابا قهرمان کرکت در لوگر شد

معدن طلاى حصارك ولايت لوگر

"خواجه یعقوب چرخی" كيست ؟

Statistik

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
8.3.29
MySQLi
10.11.14-MariaDB-log
زمان
09:58
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
1450
نمایش تعداد مطالب
4237124

محمد نبی عیسی خیل

داكتر سید الف شاه غضنفر

پهلوان شاه محمد لوګرى پيژنئ ؟

محمد ابراهیم کمیدان

شهيد دگرجنرال پیلوت مصطفی قهرمان

شهید بسم الله خان ستانکزی

عبدالرحمان رحیل د شعرونو غور چاڼ کتاب چاپ کوي

دکتورعبدالصبورستانکزی

کلپ های ویدیویی استاد دری لوگر

کلپ های ویدیویی سلام لوگری

خبر نگار تلویزیون طلوع در ولایت لوگر

Login Form

Home خانه

ډگروال صاحب علی احمد خان تفاوتهای رتبه نظامی را چنین شرح میدارد

ډگروال صاحب علی احمد خان تفاوتهای رتبه نظامی را چنین شرح میدارد

616975651 10225906880297367 5050526879906257659 nپدر خدا بیامرز من ډگروال صاحب علی احمد خان تفاوتهای رتبه نظامی جنرالي را نظر به اینکه ٦ سال در رتبه ډګروالی ماند، از آن خود ساخت و قانوني باید جنرال می‌بود، اما بنا بر ملحوظات سیاسی که نمیخواهم در عمق اش بروم، او را قصدا از ان رتبه محروم ساختند، زیرا رتبه ی سیاسی مذکور ساحه ی فراخ و صلاحیت بیشتر داشت و انان نمیخواستند از افراد آگاه و حقایق پسند و انانی که خلاف باطل عمل میکردند در ترس و هراس باشند.

دوستان اش با آگاهی از قوانین او را جنرال صاحب خطاب می‌کردند. دانش نظامی اش به حد بود که از الف تا ی هر رشته نظامي در نوک زبان اش بود. چي توبچی، چی زرهدار، چی مطالب تعلیماتنامه های نظامی، چی لوژستیک، چی پیاده... و به یاد دارم که افسران مسلکهای دیگر او را سوال پیچ می‌کردند ولی هرگز کسی لا جواب نمی ماند.

حتا نظر به قصه بعضی از دوستان، در موتر عمله همه روزه فصل وار صبح و عصر دروس نظامی را شرح می‌داد. این یک بخش و در بخش دیگر که علوم ساینس، اجتماعیات، دین و غیره باشد، هر گز در طول تاریخ حیات اش کسی پیدا نشد که با سوالهای پیچیده و مغلق و در سطح نهایت بلند از نزد او بی پاسخ رفته باشد. پاسخی که علمئ، جامع، با جزییات، و فراگیر می‌بود و مغز شنونده را به تمام معنا در همان بخش باز می‌کرد. مخاطبین و پرسش کننده ها هر یک فارغ التحصیل رشته های گوناگون بودند. هیچ باکی نداشت که کی، با کدام رتبه علمی، در کدام بخش از او سوالی دارد. جالب اینکه فکر میکردی با ارائه هر پاسخ روح و روان اش تازه می‌شود.

به یاد دارم، متخصصین و استادان طب می‌گفتند، " ما فکر نمی‌کنیم که استاد یک شخص نظامی باشد، بلکه با قرارگرفتن او در مقابل ما دوره ی محصلی و پروفیسوران طب در ذهن ما مجسم می شود و ما گنگ می‌شویم."

بارې در دور اول ط ا ل گروهی از امر بالمعروف با بزرگان و مبلغان دین که من شاهد صحنه بودم و حضور داشتم تقریبا ۵ یا ۷ تن با کش و فش آمدند تا مبحث دینی داشته باشند. یکی گفت، " ۲۰ سال متواتر در دین آموزش کرده ام و ... در ظرف ۱۰ الی ۱۵ دقیقه دیگر همه شان خاموش شدند. معذرت خواهی شان را نیز به یاد دارم و با احترام زیاد دو دسته خداحافظی کردند. حال ان بود که دیگران در فرار بودند و عاقبت این ملاقات بندی خانه و یا تحقیر و توهین بود.

در زمان طفولیت ام به یاد دارم و از دوستان می‌شنیدم که از جمله استادان پوهنتون نزد او آمده و پرسش‌های زبان و ادبیات، تاریخ و... را پاسخ می یافتند، امروز یکی از آن استادان آثاری دارد و یک مکتب به اسم اش مسمی و نزد اسم اش " پوهاند" نیز موجود است، زیرا در آنزمان انترنت نبود و یافتن هر کتاب به مولفین ی چون آنجناب پوهاند صاحب نیز دشوار بود. برای دریافت هر نوع پرسش ایشان نیاز داشتند که دایره المعارف دریابند و پدر بزرگوارم آن دایره المعارف بود که نه تنها سوالات مستقیم شانرا پاسخ میداد، بلکه سوالات که در لابلای ارائه معلومات به مخاطب ایجاد میشد، را نیز پاسخ ارائه میکرد که در حقیقت دایره المعارف تحریری آن توان را نداشت. از زمین، از اسمان، از تاریخ دنیا، ار تاریخ ممالک، سرحدات، به متر و کیلومتر، از تعاملات کیمیا، فزیک، نجوم، فلسفه و هر آنچیزی که در ذهن انسان خطور می‌کند، پاسخ علمی، مقنع، و جامع داشت.

روزی که من از مسافرت برگشم، گفتم، " در ممالک دیگر چیزی بنام موبایل در دست ها دیده می‌شود..." خندید و گفت، " موبایل وسایل کوچک ارتباطی اند، دارای فرستنده و اخذه... " و یک ساعت لکچر داد. متعجب بودم. پرسیدم، " شما آنرا تا حال ندیده اید؟" گفت، " من عمر خود را عبث سپری نه کرده ام. آنچه برای ات گفتم بر مبنای علم فزیک، امواج و مخابره... بود.

زمانی در سن ۷۰ و ۸۰ کم و بیش گفتم، در کابل کمپیوتر آمده است و تا میخواستم چیزی افزود کنم، گفت،" کمپیوتر وسیله ایست که دارای کیبورد است، محاسبه می‌کند و ... قریب از حیرت شاخ کشم، زیرا صرف دو سه تن چند پایه را در یکی دو نقطه مردم شهر آورده بودند..

روزی گفتم، " من در تصوف و مراحل آن خواستار معلومات ام...، گفت، " حال سن من از ۹۰ گذشته است. برو در مقابل آلماری. گفتم رسیدم.

گفت پیدا کن کتابی را که پوش سبز دارد و عنوان اش " الله" است... کم و بیش ۲۰ دقیقه را در برگرفت تا در میان ۳۰۰ کتاب انرا پیدا کنم. گفتم، " پیدا کردم. گفت: فصل ۸ و ۹ آنرا باز کن. گفتم باز کردم، گفت، " بخوان عناوین فرعی این فصل را و یک یک سطر انرا... به مجرد که آغاز کردم، گفتم، پاسخ پرسش من دریافت شد". همان بود که موضوع وحدت، وصلت، قربت... را در آن یافتم.

- اگر نام صدها تن از علما، و فلاسفه ها چون سقراط، افلاطون و.. را کسی به زبان می‌آورد تا زمانی که تاریخ آن کشور، تولد و مرگ ان فیلسوفان، دورهای هریک ، نظریات آنزمان شان و.... را تشریح نمی‌کرد و آن شخص را دانا نمی ساخت، از آن ساده عبور نمی‌کرد.

گاهی خودش زیر کمپل و لحاف استراحت می‌بود و مرا در مقابل نقشه دنیا ایستاد می‌کرد.

میگفت، ' مقیاس را ببین، این رنگها خطوط هوايي در این قسمت نقشه از ترکیه با هسپانیا می‌رود و آن رنگ سرخ که از این کشور به آن کشور در این یا آن متر و ... است این است و آن است... نمی‌دانم این نقشه ی دنیا، با این اراضی بزرگ، با این خطوط و سرحدات دقیق و همسرحد بودن کشورها و دانه دانه شهرها چگونه در ذهن اش حکاکی یا تصویر گیری شده بود. در سال ۲۰۱۲ به حق پیوست، ولی من این معما را که چگونه هر ورق و فصل صدها کتاب و عکس نقشه ی دنیا و اطلس در ذهن اش بود، را تا هنوز نمی‌دانم. کسی میپرسید، " کاکا الکول چرا شهوت را زیاد می‌کند؟" ولی او تعاملات کیمیایی را تشریح می‌کرد و سپس تاثیرات آن بالای هورمونها را.

کسی می‌پرسید،" چرا در شیشه روی ما معلوم نمی‌شود ولی در آیینه می‌شود؟" او در مورد ذرات عقب آن صحبت می‌کرد و حال به ذهنم نمی‌آید. چي سوالهای عجیب و غریب که مردم در دیدارها نمی‌پرسیدند. زمانی که از سرک تا خانه می‌آمد حتما یک معلم صاحب تخنیک، یک پیلوت صاحب، یک منصبدار صاحب و یا یک والي صاحب با او هم کلام میشد، یک جنرال صاحب قوماندان صاحب فرقه ... ، یک جنرال صاحب ريس صاحب تفتیش متقاعد یک وزارت، یک امر صاحب تخنیک یک قوناندانی، یک امر صاحب لوژستیک یک فرقه... در موسفیدی و عدم تعادل ذهني اش باز هم به پرسان اش میامدند. میگریستند و می‌گفتند، " ما را نمیشناسد، ولی ما به ادای احترام همان شخصیت علمی اش امده ایم.

هر لحظه ی زندگی اش یک خاطره است و هر خاطره برایم همراه با حیرت و تعجب. هر جا رفت، با هر کسی دید، چی در قریه ها، چی در راه روان و چی نشسته فقط همین را می‌شنیدم که جوانان را به حصول علم و ادب فرا می‌خواند و بزرگان را تشویق می‌کرد تا اطفال ایشانرا به سوی علم و دانش سوق دهند. با اشخاص پیتاوی علاقه نداشت.

متاسفانه زمانی که اولادها سر بلند کردند، ناگزیر به کار شاقه ی روزانه رو آورد، جنگهای کابل، سرگردانی اطفال نو جوان و مهاجرت‌ها، موسفیدی، و مصروفیت دنبال یک لقمه نان حلال مانع بزرگ انتقال علم وی به اطفال اش شد، ولی هر فرزند او پارچه ی اول نمره گی از صنف اول تا ۱۲ را، و اول نمره گی عمومی از پوهنتون کابل در میان هزاران تن محصل را به خانه آورده است ولی تمام این اول نمرگی ها، و مطالعه تمام کتب مکتب و پوهنتون و کتب اضافی همه ی فرزندان اشن، ۰.۰۰۰۰۰۱ فی‌صد علم پدر را پوره کرده نمی‌تواند و در مقابل اش بی سوادان مطلق ارزیابی خواهند شد، اگر مقایسه شود. آرزو اش همیش این بود که هر فرزندش تا درجه ماستري نائل گردد این که آیا این آرزو اش برآورده شد یا خیر، آنرا کنار می‌گذاریم، زیرا من خود با وجود ۲۷ سال تعلیم و تحصیل و تجارب داخل و بیرون کشور او را می‌بینم، خود را گم میکنم. یعنی بی سواد مطلق.

آنچه من و ۵ فرزند اش که هر یک صاحب اولادهای جوان و نواسه ها استیم و تا حال به یاد داریم این است که اگر در یک بجه شب میبود، اگر دو بجه شب میبود... به مجرد که دروازه ی اتاق اشرا باز می‌کردیم، از خواب بیدار می‌شد و می پرسید، " څوک؟" می گفتیم، مثلا بسمل. سوال دارم. می‌گفت " چراغ ووهه" در جایش خواب آلود نشسته میگفت، " پوشتنه وکړه" بعد از برسش انرا در یک و دو ساعت توضیح میداد. پاسخ کوتاه را خوش نداشت.

حال بعد از سالها روح و روان من دعاگو اش است که چي یک شخص جالبی بود. نگفت که بی وخت امدی، نگفت که خوابم را ربودی، نگفت که صبح شد و من وظیفه دارم و وقتی شب دیگر می‌رسید باز هم یک یا دو نفر سوالاتی داشتند. مهم نبود که فزیک صنف چند است و یا تفسیر قرآن و یا ریاضی. میگفت مرد شوید بپرسید...

در حصه صداقت و خیانت همینقدر کافی است که موسفیدان قریه، منصبداران، و ... میگفتند، " اگر پدر بزرگوار تان دو روز قلم را کج می‌زد، نصف مشرقي ملکیت شخصی او بود " و وقتی گفتم، " بعد از تقاعد به کار شاقه رو آورد کافی است بدانیم که چگونه زیست. . هر چند در سن کهولت باز هم یک تورنجنرال، یک دګروال صاحب که بعدا جنرال شد و به سطح اطراف وزارت دفاع، از وی طالب مشوره روزمره بودند...

باری در سن ۹۰ کم و بیش از او پرسیدم، " چرا آثاری بجا نگذاشت؟" کمی اشاره کرد که او با همکاران اش در چند قدمی ریاست جمهوری بودند و چندین سال روی ان کار کرد. آن که چگونه، نمی‌خواهم شریک کنم و آن امر تا سرحد اعدام اش تمام شد، ولی وزرا و قوماندان قوای هوايي و مدافعه هوايي مانع این اعدام شد... او در آرزوی تغییر بزرگ در سطح زعامت کشور بود... او افزود، " صدها تن خواهش تحریر کتب را کرده اند و این امر بسیار ساده بود، ولی من می‌اندیشدم و کار میکردم تا چگونه به سطح کشور تغیر بنیادی رونما کنم و سالها روی ان در شرایط دشوار که اعدام من انجام ان بود، کار کردم...."

در دهه ۹۰ زندگی اش گفتم، پدر شما صرف بگویید و من مینویسم و امکان تایپ دارم، گفت: بگذار کمی صحت یاب شوم، این سخن ساده است و به زودی چند کتابی در چند بخش خواهی نوشت، ولی متاسفانه روز به روز ضعیف تر شد و من نیز دیدم که صحبت‌های او از یک بخش به سمت دیگر می‌رود ولی اشتباه نه، بلکه موضوع تغییر می‌شد... من نیز مصروف تحصیل و مصروف تهیه آذوقه به فامیل و نهایت مصروف و این آرزو من برآورده نشد.

آنچه در مورد اش نوشتم، مبالغه نه، بلکه ذیلا به کامنت جناب دګروال صاحب سعید توجه کنید... چیزی مصداق حرفهای من خواهد بود. ای کسانی از آن‌زمان حیات می‌بود و در فسبوک موجود تا به نقطه نقطه حرفهایم مهر تایید می‌گذاشتند...

با در نظر داشت آنچه در بالا از کوهی کاهی گفته شد، مقایسه کردن چنین شخصیت علمی به سطح کشور و نظام و فرزند اصیل کشور ( دور از منصبداران تحصیل یافته، مخلص و صادق و با شرافت کشور که موجود اند،) با این مارشالان و جنرالان ماشینی و تنظيمي دزد و غارتگر، و چپاولگر دو سه دهه گذشته اصلا کفر است. اگر قبر طلایی و قصرهای مرمرین سر قبور اعمار می‌شد و دین نیز جواز میداد، باید بالا قبور این چنین منصبداران و شخصیت‌های سربلند علمی و باعزت کشور که به جز افتخار چیزی دیگر به جا نگذاشتند، اعمار می‌شد. اگر تاریخ در مورد ایشان حرف بزند، پس اسم اینها باید درج اوراق زرین تاریخ باشد، نه از دزدان آدمکش و رهبر پرستان تنظیم و گروهای جنایت کار. آن قبر طلایی ی که عزت نداشته باشد، آن قبر خاکی به نسبت ان هزار مراتب شرف دارد که در خدمت خلق الله بودند...

نمیدانم چرا لازم دیدم چیزی بنویسم ولی آنچه مرا وا داشت، این بود که شرایط چگونه معکوس در حرکت است، دزد و ادمکش، ویرانگر بی سواد و جاهل به زور تفنگ و آدمکشی معزز شد، قهرمان شد، رهبر شد، همچنان درک و فهم عوام نیز از حقایق مفقودالاثر گردید و در بازار روز حتا بعد از مرگ این جلادان قبر آنها طلایی و مرمرین ساخته شدند متاسفانه و بدبختانه امروز چهار تن سود جو، در همان سایه برای بقای حیات سیاسی خود آگاهانه و یا یک عده جاهلین غیر شعوری و کور کورانه می‌نویسند، " یاد اش بخیر" روحش شاد"

باید می‌نوشتند روح اش در عذاب که یک ملت را از علم و دانش محروم ساختند. یک جامعه را از بین بردند، چند نسل را در فقر و غربت فرو بردند و و و...

You have no rights to post comments

جغرافیایی تاریخی لوگر

Logar Hitori.png 200نویسنده:
پوهندوی استاد شاه محمود محمود

شهید قومندان نصرالله حسین خیل

43 دعا از قرآن و 79 دعا از سنت

مرحوم الحاج مولوی عبدالله فیض الباری

سپه سالار غلام حیدر خان چرخی

sepasalar ghulam haider khan charkhi as

سپه سالار غلام حیدر خان چرخی


خلص سوانح غازی سپه سالار غلام حیدر خان

نایب سالار(جنرال)غوث الدین خان لوگری

عبدالملک عبدالرحیم زی وزیر مالیه

abdul malek khan abdurahzai s

عبدالملک عبدالرحیم زی وزیر مالیه

معرفی عبدالملک عبدالرحیم زی وزیر مالیه

شهید پوهاند استاد محمد جان احمدزی

غلام نبی خان چرخی

شهید داکتر محمد ولی ناصری

مرحوم الحاج دگروال عبدالجلیل میرباز

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

Ziakhel Madrassa 1 200

بنیاد خیریه پیمان

الحاج محمد اکبر ستانکزی نماینده لوگر

Mohammad Akbar Stanekzai 200الحاج محمد اکبر ستانکزی
نماینده منتخب لوگر

بیوگرافی پوهاند دوکتور نذیراحمد شهیدی

شهید الحاج داکتر اسدالله همتیار

بیوگرافی مختصر مرحوم پوهاند دوکتورعبدالواسع سلطانی

د حنیفی صاحب ژوند ته لنډه کتنه

د پښتو ژبی نوی فونتونه

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

د لوګرد پوهنی د ریاست ځانګړی فعالیتونه

logar pohani reasat 200aد لوګر د پوهنی د ریاست ځانګړی فعالیتونه

داكتر محمداشرف غنی احمدزَی

زيار مدني ټولنې په لوګر کې

zeyaar s

د لوګر مدنی ټولنه / جامعه مدنی لوگر

آموزش حج وعمره همراه با عکس

آثار بودايي پيش از اسلام در ولايت لوگر

د زرغون ښار د هلکانو لیسه

زرغون شهر بستررنگین ولایت لوگر

معرفی قریه زرغون شهر ولایت لوگر

بند آب سرخاب ولایت لوگر

وب سایت حقیقت

مرکز اسلامی افغانها در سویدن

کمپیوتر سرویس

روزهای فامیل های مسلمان در سویدن

Muslimkafamiljedagarna 2017 Part 1 200

روزهای فامیل های مسلمان در سویدن ۲۰۱۷ قسمت دوهم

روزهای فامیل های مسلمان در سویدن

Muslimkafamiljedagarna 2017 200

روزهای فامیل های مسلمان در سویدن ۲۰۱۷ قسمت دوهم

لوګر له باب الجهاده تر باب الفساده

هشت ثور روز پیروزی ملت مجاهد افغانستان

هفت ثور 1357؛ از سیاه ترین و دردناکترین روزها در تاریخ افغانستان

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.logar.nu ولایت لوگر

Innehållsansvarig: Mohammad Shah Paiman, 076- 428 98 78 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.logar.nu All Rights Reserved.