Home خانه
سوگنامه برای دختر افغان؛ فرخندهی نامراد
سوگنامه برای دختر افغان؛ فرخندهی نامراد
نویسنده: شهبانو نوری
ما زنان افغانستان از میان تاریکی سخن میگوییم.
این کلمات را به عنوان زنی مینویسم که در سرزمینی رشد کرده است که در آن زن بودن همیشه باری بر دوش بوده است؛ اما هرگز مانند امروز، هرگز مانند دوران حکومت طالبان، این بار تا این اندازه سنگین، خفهکننده و بیرحمانه نبوده است. اکنون در افغانستان، زن بودن نه هویت است، نه افتخار و نه حق؛ بلکه اتهامی است با مجازات از پیش تعیین شده. این مجازات از محرومیت از آموزش آغاز میشود و تا مرگهای خاموش و مرموز ادامه مییابد.
طالبان حکومت خود را با حذف زن آغاز کردند. نخست دروازههای مکاتب را بستند، سپس دانشگاهها را خاموش کردند، بعد زنان را از کار، از جامعه و از خیابان راندند. گویی میخواستند زن را نه فقط از آینده، بلکه از حافظهٔ جمعی نیز پاک کنند. در این چهار سال، زنان افغانستان قربانی نظامی سیاسی و تفکری ریشهدار شدهاند؛ تفکری که زن را ملکیت میداند، نه انسان.
اما دردناکترین بخش این فاجعه، خشونتهایی است که پشت درهای بسته رخ میدهد؛ خشونتهایی که کسی پیگیری نمیکند، نهادی از قربانی حمایت نمیکند و قانونی برای رسیدگی به آن وجود ندارد. قتلهای مرموز زنان یکی از عمیقترین زخمهای امروز افغانستان است. دخترانی که چند هفته پس از ازدواج ناپدید میشوند، زنانی که با مرگهای مشکوک روبهرو میشوند، خانوادههایی که زیر فشار صاحبان قدرت و نفوذ، به سکوت وادار میگردند.
فرخنده، دختر ۱۷ سالهای که تنها ۴۵ روز پس از ازدواج جان باخت، تنها یک نام نیست. او یک چهره، یک زندگی و یک رؤیا بود که در تاریکی خاموش شد. روایتهای خانوادهاش، هرچند در نبود نهادهای مستقل تنها به شکل ادعا باقی میماند، اما از فشاری خبر میدهد که خانوادهٔ یک دختر را از دادخواهی باز میدارد. این نخستین داستان نیست، و بدتر آنکه آخرین هم نخواهد بود؛ و این، تلخترین حقیقت افغانستان امروز است.
در جهانی که خود را مدافع حقوق بشر مینامد، رنج زنان افغانستان در سکوت گم شده است. جامعهٔ جهانی خسته شد، دور شد و چشم بست. قدرتهای بزرگ، ثبات سیاسی طالبان را بر حقوق انسان ترجیح دادند. امروز ما گاهی احساس میکنیم زنان افغانستان در جزیرهای خاموش رها شدهاند، جایی که فریادهایشان به هیچ گوش شنوایی نمیرسد.
اما ما زنان افغانستان، چه در داخل کشور و چه پراکنده در جهان، سکوت نخواهیم کرد. ما بارها شکست خوردهایم و بارها زمین خوردهایم، اما باز برخاستهایم و امروز دوباره میایستیم و میگوییم:
ما زنان افغانستان، این قتلهای مرموز را با بلندترین صدای ممکن محکوم میکنیم تا فرخندههای بعدی قربانی چرخهٔ بیپایان خشونت و قتل نشوند.
این جمله برای ما شعار نیست؛ فریادی است بیرونآمده از ژرفای روحمان. فرخندهها فقط دختران دیگران نیستند؛ هرکدام میتوانستیم ما باشیم: خواهر ما، دختر ما، همسایهٔ ما. ما محکوم میکنیم، چون میدانیم سکوت، چرخهٔ مرگ را تکرار میکند.
طالبان میتوانند دروازهها را ببندند، صداها را خاموش کنند و زنان را از خیابانها محو سازند؛ اما نمیتوانند ما را از نوشتن، گفتن و شهادت دادن باز دارند. تاریخ این روزها را ثبت خواهد کرد: روزهایی که زنان افغانستان زیر سنگینی ظلم خرد شدند، اما نشکستند؛ روزهایی که جهان سکوت کرد، اما زنان نه.
ما زنده میمانیم، مینویسیم و نسل آینده را به جهانی خواهیم رساند که در آن زن بودن نه جرم، بلکه افتخار باشد.٢٧ عقرب ١٤٠٤ راوى زن






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























