Home خانه
مناظري که با آن ميخواهند تاريخ را مسخ نمايند!!
مناظري که با آن ميخواهند تاريخ را مسخ نمايند!!
باتوجه به درازنائي تاريخ تجاوزات استعماري ،مداخلات وجنايات هولناکي که درسرزمين افغانستان رخ داد ، همگام با رخداد قيام مسلحانه هفتم ثوروکژرويشي هاي رژيم نوين ،اين صفحات تحت برنامه هاي غرب وپاکستان وهواريون شان وارد فصل خونبارگرديد.
نقش مسخ شدگان وسفاکان نفرين شده درحزب دموکراتيک خلق افغانستان ،که جلوه هاي آن درنخستين روز پيروزي قيام هفت ثور با صدور فتواي قتل محمد داوود خان ومتعاقبآ دسيۀ انشعاب ،سرکوب وتبعيد رهبران جناح” پرچم “درتباني آشکاربا ستون پنجم درحزب (لايق ،بارق وقدوس غوربندي ) پديدارگرديد بيش از پيش اين برگه ها را رنگينتروخونينترساخت.
با تاسيس “ايتلاف دوستانه” friendly coalition که به مشارکت آمريکا،پاکستان واتحاد شوروي عصر گرباچف براي درهم شکستن ستون فقرات حزب دموکراتيک خلق افغانستان ورژيم جمهوري دموکراتيک افغانستان درراستاي توافقات “ريکجاويک آيسلند” براي برنامه ريزي “پلينوم هژده “درحزب دموکراتيک خلق افغانستان وتغيررهبري ودر امتداد آن نقشۀ سقوط جمهوري دموکراتيک افغانستان واستقرار رژيم هوادارغرب پديدارگرديد،درحقيقت آشکارا شاهراه فروپاشي وسقوط جمهوري دموکراتيک افغانستان بازگرديد.
باتراويدن محک تجربه ،هرگاه مجموعۀ ابتکارات تنشها درحزب دموکراتيک خلق افغانستان را مبتني برتحميل تدوير” پلينوم هژده” در سيماي خائين تاريخ بشريت گرباچف،خلاصه نمائيم،تاريخ، منفورترين چهره را درجهان بشريت ازاو به ماندگار گذاشته وحال او را دربرابر دادگاه خويش فراخوانده است.گرباچف يي که اقدامات فاجعه بارآن فصل تاريخ بشريت رادگرگون ساخت واکنون درماورائي اوکراين،تنشهاي که دنبالۀ سياست فروپاشي گرباچف را درجبين دارد،جهان را درپرتگاه جنگ سوم جهاني قرارداده است.
همپا بااثرات نقش بارزوتعين کنندۀ فکتور خارجي در سقوط نظام دموکراتيک ، همانطور که گزينش “پرستريکا” و”گلاسنوست”در اتحاد شوروي پيشين ، استتارفريبينده را براي پروسۀ فروپاشي نظام شوروي وسرنگوني تمامي نظام هاي سوسياليستي وجمهوري هاي دموکراتيک ،ايجاد کرد پيروي وتقليد دکترين والگوي گرباچف وکاربرد عمليۀ “باز سازي” وگزينش استراتيژي تسليم طلبانۀ ” مصالحۀ ملي”،انديشه زدائي وسرکوب بلاوقفۀ رهبران ارشدوکادرهاي وفادار به آرمان هاي حزب دموکراتيک خلق افغانستان واتخاذ سياست تضرع در برابرگروه هاي بنياد گرا وعقب نشيني هاي ناصواب ،متدرجآ پايه هاي فکري وسازماني حزب واستحکامات قوائي مسلح و رژيم را طي يک پروسۀ طولاني فرسايشي متلاشي گردانيد.پلينوم هژده ضربات شديدووقفه ناپذيررا در حزب برانگيخت وبا تبعيد وزنداني ساختن ارکان رهبري حزب ،ومتعا قبآ سبکدوشي رهبران همطرازوکادرهاي نستوه ،تکانه هاي مهلک وتشتت انگيز را برپيکرحزب فرودآورد.
رخداد هاي فوق وقطع شريان ها ي اقتصادي ،دفاعي وتسليحاتي اتحاد شوروي وتداوم کمک هاي غرب وپاکستان براي مجاهدين ،عمدتآ عريانترين رويکردها، روشها و راهکار هاي بود که زورق شکستۀ حزب ونظامرا درموجها افگند.
درروشني اين حقايق جانگداز،آناني که ،پندارهاي واهي را تحت نام “کودتا” براي فروپاشي نظام دموکراتيک درافغانستان،علم مينمايند ،يا ازديد يک عمليۀ بزرگ جهاني براي فروپاشي مجموعۀبلاک سوسياليسم ،نظامهاي دموکراتيک،وجنبش هاي آزادي بخش ملي که حدود” سه تريليون “دالر هزينه برداشت ،عاجز اند،يا،سعي مينمايند تا بزرگترين قدرتهاي بزرگ جهان ،غرب واتحاد شوروي دوران گرباچف ،کشورهاي مرتج عرب وبرخي ديگرکشورهاي اسلامي تروريست پرور(چهل کشورجهان)،صدهزار تروريست اوباش عرب ،ارتجاع منطقه، پاکستان وايران و چين را ،درين جنايت بزرگ قرن برائت داده وبهترين ونستوه ترين فرزندان صديق وسرسپردۀ ميهن را آماج قراردهند.
برهمگان روشن است که براي بارنخست طرح فروپاشي نظام دراکتبر 1986،درنشست ريکجاويک ميان گرباچف وريگان ريخته شد،با کودتاي چهارده ثورو تغير رهبري درحزب ودولت،بزرگترين زمين لرزۀ سياسي پديد آمدوبا مذاکرات ژنيو1988 وقطع کمک هاي يکجانبۀ اتحاد شوروي شتاب بخشيده شدودر سال1989،با دعوت رهبران مجاهدين درماسکو به قوام رسيد واين آخرين سيگنال رهبران کرملين براي مراسم خاکسپاري جمهوري دموکراتيک افغانستان بود.رژيمي که همه دروازه هاي مدد برايش بسته شده بود ودربستر بيماري دست وپنجه نرم مينمود.
دربهار 1371 خورشيدي،رژيمي که در نتيجۀ عوامل وانگيزه هاي فوق وکاربرد سياست هاي سازش وتباني وتحمل ضربات کودتاي شهنواز تني،سقوط مهندسي شدۀ شهرخوست،وبرخي ولايات افغانستان،درکوماي مطلق سياسي بسرميبرد،با استعفاي شهيد داکترنجيب الله وپناهندگي او به دفترملل متحد درکابل ورويکرد خلآءقدرت واقعي دريک مرگ طبيعي وبدون فيرحتي يک مرمي ازنفس افتيد.
دراوج اين بهبوهه،پس ازشکست تهاجمات جلال آباد وشکست کودتاي شهنوازتني ،دولت پاکستان براي تحقق رويا هاي تاريخي اش ،نمايندۀ واقعي خود “گلبدين حکمتيار،طراح نظام کنفدراسيون افغانستان با پاکستان را مامور ساخت تا ازين فرصتها بهره جسته ودرفش پاکستان را بر فراز کاخ رياست جمهوري افغانستان به اهتزاز درآورد.از همينرودر آستانۀ سقوط نظام،پس از مذاکرات جنرال رفيع با حکمتياردر امتداد تباني سليمان لايق با حکمتيار وتوافقات آنها،مليشه هاي حزب اسلامي که در حوزه هاي يازده گانۀ ثارندوي شهرکابل جا سازي شده بودند،يکجا با سران ارشددولت وقت چون جنرال محمد رفيع معاون رئيس جمهور ووزيران قواي مسلح دررائس جنرال محمد اسلم وطنجار ،رازمحمد پاکتين، وبرخي افسران وجنرالان،دست به تهاجم گسترده زده ومناطق استراتيژيک وکليدي شهرکابل،چون کاخ رياست جمهوري ،کاخ صدارت،کميتۀ مرکزي حزب،مقر وزارتخانه ها،ومناطق استراتيژيک شهرچون تپه هاي مرنجان،تپۀ بي بي مهرو… را به تصرف خود درآوردند.البته اين تهاجمات در پي فرمان حکمتيار و”روئياي تصرف ظفرمندانه شهرکابل” که از آرزو هاي جنرال ضيا الحق”کابل را آهسته آهسته بسوزانيد”برخاسته بود،براه افتيد.
حکمتيار درسال 1375خورشيدي،ضمن مصاحبه با راديوي جمهوري اسلامي ايران اذعان داشت که حزب اسلامي براي تشکيل حکومت ايتلافي با سران رژيم به توافق رسيده بود،اما هواداران ببرک کارمل ،مانع اين ايتلاف شدند.گفتنيست که طرح نظام ايتلافي از سوي حکومت با حزب اسلامي،در صفحات 56-57 کتاب حکمتيار “دسايس پنهان وچهره هاي عريان” نيز بازتاب روشن داشته وعمليات مشترک نظامي رژيم با مليشه هاي حزب اسلامي وتدارک مقدمات راه انداري “کودتاي مشترک”،درکتاب سيد ادريس”عبور از آتش “با تصاوير مستند وفاکتهاي مستدل نيز آذين يافته است.
درآن برهۀ از تاريخ که شهر بيدفاع کابل،که از آفت کودتاي شهنوا-گلبدين جان به سلامت برده بود،ومردمان رنجديدۀ آن بارديگر آماج تهاجمات هواداران پاکستان قرارگرفته بود،سوال بود ونبود، موقعيت جغرافياي کشور را درنقشۀ جهان به ميدان ميکشيد.
در چنين اوضاع آشفته وخونين،اين تاريخ بود که فرياد برآورد،اين صداي نجاتبخش و رساي تاريخ براي نجات شهروشهريان بود که در صف دليرمردان حزب وميهن وسائير رزمندگان “جبهۀ ضدپاکستان”طنين انداخت وآنها بودند که در نقش قايق هاي نجات با همه دلاوري وشجاعت کمنظيرسينه هاي ستبر شانرا سپر ساخته ودر برابر هيولاي لشکر مذدورپاکستان قد برافراشتند وشهر اشغالي کابل را به مشارکت رزمندگان جنرال دوستم،مليشه هاي حزب وحدت اسلامي وافراد تازه واردشوراي نظار نجات داده وروشنفکران کشور را از احتمال غوطه ورشدن درباتلاق خون که سالها قبل درخيالات کرنيل هاي پاکستان طراحي شده بود ،نجات دادند.
برپندارهمه عناصرآگاه وانديشمند وطرح تحميلي واجباري بينين سيوان نماينده ملل متحد وعمق دسايس پاکستان که رهبران مجاهدين را درکف داشت،درآن زمانه ها،الترنتيفي ديگري جز گزينش” بد” و”بد تر”اصلآ وجود نداشت،لذا درآن لحظات سرنوشت ساز اين طرح وزين جلوه ميکرد تا به همه قوا يکجا با نيروهاي ضد پاکستاني دربرابراين سيل ويرانگربايد ايستاد.پسمنظر تجارب تلخ تاريخ وبرپائي نظام فاجعه بارطالبان به مثابۀ نمايندگان صديق پاکستان،برچنين رويکرد صحه گذاشت.
حال اين “فوتوي تاريخي” که راوي اين سرگذشت خونباراست وداستان هاي حماسه ساز رادربرابر لشکراجير پاکستان ، بازگو مينمايد،به حيث پوشيشي بکار ميرود تا قادرشوند در عقب آن مناظر ذلتباروخونين کشور را که در نقشه هاي بلند پروازانۀ پاکستان تجلي داشت ،پنهان دارند. ،بيهوده تلاش صورت ميگيرد تا با اين تصوير کوچک ،جنايت بزرگ وتاريخي را در راستاي سقوط نظام ،پنهان دارند. بيخبر ازينکه اين فوتو کوچکترازآنست که اين جنايات هولناک وسازمانيافته را بپوشاند.
تصوير فوق بويژه حضور کانديد وزارت دفاع شهيد داکتر نجيبالله يعني احمدشاه مسعود درين تصوير حکايت صريح از پايان رژيم جمهوري دموکراتيک افغانستان وپناهندگي شهيد نجيبالله به دفتر اسگاپ ملل متحد دارد.اين تصوير حکايت ازآن دارد که شهر هنوزدرتير رس تهديد بلفعل وبلقوۀ اژدهاي خون آشام پاکستان لحظه شماري مينمايد.درغير آن چگونه ميتوانست احمد شاه مسعود ،وارد کابل شود.چيزيکه نهايت دلچسپ است با همه هنرنمائي شعبده بازانه ،عبارت از پنهان کردن آفتاب بدو انگشت است ،جايکه به قول ژورناليست آمريکائي”” Jim Gallagher ،حقيت خون آلود به تازيانه بسته شده وبه دايرۀ حلال پرتاب ميگردد.اين زمان واين فوتو از رويداد يي حکايت دارد که خلايق شاهد تسلط هواداران پاکستان درکابل بودند.يعني لحظات يي که قبلآ کودتاي به مشارکت حزب اسلامي وسران رژيم وقت درهم کوفته شده بود،بيرق هواداران پاکستان از فرازقصر رياست جمهوري ومقر کميتۀ مرکزي … پائين گرديده بود وسران کودتا درپادگان هاي حزب اسلامي درچهار آسياب لوگر پناه جسته بودند.افرادي که با لاي اين نقشه مصروف اند،آنها نقاط آتشي حزب اسلامي را در حومۀ کابل درخريطه نشاني شد مينمايند.نميدانم چرا دوستان ديروزمان از شکست حزب اسلامي درين ماجرا وعقيم شدن برنامۀ پاکستان براي سيطره برکشور،مأيوس اند وبا راه اندازي اين نمايش نامه هاي کاذب وتوهم انگيز پيوسته حسرت ميخورند؟
بارديگر بايد با صراحت خاطرنشان ساخت که مرگ جمهوري دموکراتيک افغانستان ،يک شبه بوقوع نپيوست بلکه دستان مرموزي ازجمله آناني که امروز انديشه هاي حزب را درهمياري با غرب به بازي گرفته اند، درين مهندسي نقش بارز داشتند که از حوصلۀ اين بحث خارج است.همچنان قابل ياد آوريست که آن افسران سرافرازي که در آن برهۀ سرنوشت ساز تاريخ دربرابر هيولاي پاکستان قد برافراشتند وازجان وشرف وناموس شهريان کابل دربرابرتهاجمات مليشه ها وکرنيل هاي پاکستان دفاع نمودند، مايۀ مباهات همه وطنپرستان پرغرور افغانستان اند.آن افسران سرافراز مانند سترجنرال محمد نبي عظيمي ،سترجنرال محمد آصف دلاور،دگرجنرال نورالحق علومي،دگرجنرال افضل لودين تورن جنرال محمد عزيزحساس،تورن جنرال فتاخ خان ،تورن جنرال سيد اعظم سيد شهيد بريدجنرال عبد الرزاق و…ازجملۀ پرافتخارترين ونخبه ترين افسران شجاع ورزمندۀ ميهن بودند که هميش تاج افتخارات جاويدانه برقامت هاي افراشتۀ وپرافتخار آنها به مثابۀ وطنپرست ترين سپاهيان سلحشورميهن تجلي خواهد داشت.اين آفتاب را هرگزنميتوان با دوانگشت آلوده پنهان کرد!




































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























