Home خانه
کوچه کاهفروشی؛ بازگشتی به روزگار قدیم کابل
کوچه کاهفروشی؛ بازگشتی به روزگار قدیم کابل
کوچه کاه فروشی از همان محلههای قدیم کــابل است که تقریباً حالوهوایش عوض نشده است. به محض وارد شدن به این کوچه، صدای پرندگان گوناگون به گوش میرسد و با آدمهای به اصطلاح «شوقی» سر میخوری؛ جایی که زندگی روزمره و سنتهای کابل قدیم هنوز در کوچههای باریکش زندهاند.
این کوچه، در سمت غرب تیلکوچه قرار داشته و دکانهای متعددی آن را پر کرده بودند. از جمله، دکان خبازی استاد میرزا که در پختن نان «رواشه» و روغنی مهارت و مشتری زیاد داشت، و دوکانهای قصابی کاکا پیوند و کاکا میدو به همراه ششکبابی غلام. سماوار رمضان با چاینکی خوشطعمش، پهلوی سرایی که به «سرای سرکهفروشی» معروف بود، درخششی ویژه داشت. سرکه این سرای از انگور کودامنی تهیه میشد و جمعهها پس از نماز و طعام چاشت، پدر عنایت کور از تیلکوچه با قرائت قصههای ابومسلم خراسانی، اهالی را سرگرم میکرد. شاگرد سماوارچی نیز چای تهیه میکرد و شنوندگان با پرداخت مبلغی، از بازار قصهها بهرهمند میشدند.
در این کوچه، دکانهای کاهفروشی، کبوترفروشان، سایره و بودنهبازان حضور داشتند و در بعضی دکانها بودنه جنگی نیز برگزار میشد؛ از جمله، کاکا شیراحمد بودنهباز که نامش در میان اهالی محترم بود. مسجد اوزبکها و چند منزل اطراف آن، دکانهای کلالی و زیربغلیفروشان و چرخگران برای تیز کردن کارد و قیچی، تصویر کامل یک کوچه زنده را ترسیم میکردند.
حمام کاهفروشی با «پایدو» و «کیسهمال» و شخصی به نام «گلخندی» که دیگ آب گرم را روشن میکرد و کوتی (پاروی حیوانات) را از بازار جمعآوری و روی بام حمام خشک میکرد، از مراکز پررفتوآمد کوچه بود. در شبهای عید، این حمام از ساعت ۸ بچهشب تا ۶ صبح پر از مراجعهکنندگان بود و بازار حمامی و کیسهمالها رونق خاصی داشت.
بیرون از حمام، دکان سلمانی خلیفه عصمت و خلیفه نعمت قرار داشت که با یک دروازه و دوارسی به ساختمان قدیمی متصل بود. خلیفه عصمت در تداوی شکستهبندی مهارت داشت و مردم از نقاط دور برای درمان نزد او میآمدند. خلیفه نعمت در نواختن رباب و راگ سرو ساز مهارت داشت و مشتریان زیادی داشت. شبهای پنجشنبه، استاد سرآهنگ به همراه استاد محمد هاشم و محمد آصف، به زیارت مولوی صاحب در باغ عمومی میرفتند و از ساعت ۷ تا ۱ بچه شب آواز میخواندند؛ دوستانی چون حضرت صاحب عبدالشکور خان، عتیقالله تجار و محمد یاسین مولف نیز در این گردهماییها حضور داشتند.
از نکات برجسته کوچه، شخصیت قندیآغا بود که مرید حضرت بیدل محسوب میشد و عرس سالانه حضرت بیدل را در منزل خود برگزار میکرد. با آمدن رژیم کمونستی، خانواده قندیآغا به پشاور مهاجر شدند، اما پسرش احسان، مراسم عرس را در مهاجرت ادامه داد و همچنان توجه و علاقه مردم را حفظ کرد.
منبع:
رحمانی، غلامسخی. چهارچته سرچوک کابل، بخش «کاهفروشی».






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























