Home خانه
عذرخواهی؛ اثبات منزلت انسانی!
عذرخواهی؛ اثبات منزلت انسانی!
عکس العمل خشن و موهن وطنداران گرامی شورای نظار، در پیوند به فاجعهء افشار، ناامید کننده است. و نشان می دهد که فعلا فقط تفنگ و توپ و تانک در اختیار ندارند؛ ورنه با همان قساوت و نفرت و عصبانیت سه دهه قبل، بر قامت جامعهء هزاره شلیک می کنند!
فاجعهء افشار، همین سه دهه قبل پیش چشم مردم افغانستان و جامعه رسانه ای داخلی- خارجی، و تحت حاکمیت استاد ربانی برکابل به فرماندهی شخص آمرمسعود اتفاق افتاد و هزاران خانوار افراد ملکی قربانی شدند، که فیلم های آتشباری از کوه های کابل بر افشار، عکس های قربانیان، گورهای جمعی شهدا و ویرانی وحشتناک هزاران خانه شامل ده ها محله و کوچه به وسعت یک بخش شهر از اکادمی پولیس در شرق تا مرستون در غرب؛ و از خوشحالخان در جنوب تا کوه زیارت و رادار در شمال، به وفور در رسانه های اجتماعی و شبکه های مجازی موجود است و راه هرگونه انکار و فرار را می بندد!
قربانیان افشار، و وجدان جامعه و جهان، تنها انتظاری که از بانیان فاجعه و بازماندگان شان دارند، اعتراف به ارتکاب این فاجعه و عذرخواهی از انجام آن است، که متاسفانه این شهامت هنوز در وجدان دوستان شورای نظار و دستیاران دیروز و همفکران امروزش، فعال و فروزان نشده است.
آنها به جای اعتراف، انکار می کنند! و در عوض عذرخواهی از قربانیان، زبان فحش و دشنام و تهدید و تهمت و تعرض می گشایند و به اهانت وخشونت متوسل می شوند! بلکه با این شیوه از رگبار اهانت و دشنام و خشونت لفظی و تعرض حیثیتی و اختراع انواع دیگری از نسبت های ناروا به هزاره ها، بتوانند شانه از بار جنایت خالی کنند و بر اسناد و مدارک زنده و گوینده و غیرقابل انکار، فائق آیند!
پهلو گرفتن با فرار و انکار از جنایت و نادیده انگاری منزلت قربانیان، در معرفت ملی و بین المللی، معمولا از دو موقف مشخص صورت می گیرد!
یکی موقف قدرت واقتدار، که کسانی و نظام هایی، متکی به زور و زبردستی، به هیچ منطقی پاسخگو نیستند و آنچه منفعت و مصلحت و سیاست شان اقتضا می کند، انجام می دهند و جنایت و عدالت را خود تعیین می کنند؛ چنین قدرت هایی، ملتی را نابود می کنند و مبتنی بر ضرورت و منفعت خود، دولت ها و نهاد هایی را تروریست و غیر تروریست، می خوانند و به هیچ محکمه و هیئت منصفه ای، پاسخگو نیستند!
دیگری، کسانی و جریان هایی که از موقف ضعف و عدم اعتماد به نفس، از جنایتی که انجام داده اند، انکار و فرار می کنند و با اینکه مشخصا جنایتی را مرتکب شده اند؛ اما به دلیل نبود اعتماد به نفس، در جانب انکار می ایستند و شهامت پذیرش خطا و اشتباه را ندارند و عذرخواهی از گناه و اشتباه را سقوط منزلت و حیثیت خود می دانند و راهی جز انکار و فرار پیش نمی گیرند!
اما کسانی که خرد اعتماد به نفس در جان و روان شان نهادینه شده و انسانی می اندیشند و عدالت و انصاف را به مثابه سرمایهء اولی همزیستی مسالمت آمیز و اولین پله و مرحلهء رسیدن به عقلانیت و معرفت مدنی در حفظ کرامت بشری و ترمیم روحیهء همدلی و تحکیم وحدت ملی و میهنی می شمارند، اعتراف به گناه و عذرخواهی از اشتباه را نه تنها سقوط منزلت و خرابی حیثیت خود، بلکه اثبات منزلت و معرفت انسانی و احترام به کرامت بشری می شمارند و از قربانیان عذرخواهی می کنند!
نمونه این عذرخواهی ها را در جهان مدنی از جمله اروپا و کانادا شاهد بوده ایم. منباب مثال؛ بازماندگان هیتلر نازی از یهودیان، نسبت کشتار شان در یک قرن قبل، معذرت خواستند و بزرگی خود را به نمایش گذاشتند.
رئیس جمهور کانادا، در 11 جون 2008 (نسبت جداسازی اطفال بومیان از خانواده های شان طی یک قرن جهت فرهنگ زدایی محلی و آموزش اجباری فرهنگ مسیحیت)، از بومیان، رسما معذرتخواهی کرده و روز30 سپتامبر به همین مناسبت در تقویم این کشور، رسما ثبت است و هرسال از سوی بومیان تجلیل می گردد.
هم اکنون شاهدیم که خانواده سلطنتی بریتانیا، از بازداشت و محاکمه یک عضو خانوادهء شان در پیوند به پرونده جنایی اپستین، حمایت نموده و آن را کسر شأن خانوادهء سلطنتی ندانسته و به انکار و فرار متوسل نشده اند!
اعضای موجود شورای نظار و بازماندگان شان نیز خوب است که به جای توسل به نسبت هایی ناروا و فرار و انکار و خشونت و اهانت مضاعف به هزاره ها، نسبت جنایت آشکاری چون فاجعهء افشار، با خرد و ظرفیت لازم وجدانی، از قربانیان فاجعه، عذرخواهی کنند و اعتماد به نفس اجتماعی و اثبات منزلت و معرفت انسانی خودرا به نمایش بگذارند!
محمد عزیزی






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























