Home خانه
هندوها و سیکهای افغانستان؛ تاریخ فراموششدهٔ یک جامعهٔ کهن
هندوها و سیکهای افغانستان؛ تاریخ فراموششدهٔ یک جامعهٔ کهن
جامعهٔ هندو و سیک افغانستان از کهنترین و در عین حال کمشمارترین اقلیتهای مذهبی این کشور بهشمار میرود؛ جامعهای با ریشههایی چند هزار ساله که زمانی بخشی شناختهشده از بافت شهری و اقتصادی افغانستان بود، اما امروز در آستانهٔ ناپدیدشدن قرار دارد. بر پایهٔ برآوردهای نهادهای بینالمللی، جمعیت این دو گروه که در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی میان ۱۵۰ تا ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده میشد، اکنون به چند ده تا حداکثر چند صد نفر کاهش یافته است؛ کاهشی که حاصل دههها جنگ، تبعیض ساختاری و مهاجرت اجباری بوده است.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که حضور هندوها در جغرافیای افغانستان به دورههای پیش از اسلام بازمیگردد. شهرهایی چون کابل، غزنی و جلالآباد در متون کهن هندو و بودایی ذکر شدهاند و این جوامع برای قرنها بخشی از زندگی فرهنگی و تجاری منطقه بودهاند. جامعهٔ سیک اما در دورههای متأخرتر، بهویژه از قرن هجدهم میلادی و همزمان با گسترش شبکههای تجاری منطقهای، در افغانستان شکل گرفت و بهتدریج در شهرهای بزرگ مستقر شد.
تا پیش از چهار دهه جنگ، هندوها و سیکها در کابل، جلالآباد، غزنی، قندهار و هرات حضور فعالی داشتند. در کابل، محلهها و بازارهایی چون شوربازار، چنداول و کارتهپروان بدون حضور تاجران و پیشهوران هندو و سیک قابل تصور نبود. با این حال، گزارشهای اخیر نهادهای اروپایی و سازمانهای حقوق بشری نشان میدهد که امروز تنها شمار اندکی از اعضای این جامعه، عمدتاً در کابل و جلالآباد، در افغانستان باقی ماندهاند.
در عرصهٔ اقتصادی، هندوها و سیکها نقش مهمی در تجارت، زرگری، داروسازی سنتی و صنایع دستی ایفا میکردند. آنان واسطههای کلیدی تجارت داخلی و منطقهای بودند و سهم قابل توجهی در شکلگیری اقتصاد شهری، بهویژه در پایتخت، داشتند. اما تشدید ناامنی، مصادرهٔ اموال و فشارهای اجتماعی، بسیاری از کسبوکارهای این جامعه را در دهههای اخیر از میان برد.
در حوزهٔ سیاسی نیز، این جامعه هرچند از نظر جمعیتی کوچک، اما کاملاً غایب نبود. در دورهٔ پادشاهی ظاهرشاه، نمایندگانی از جامعهٔ هندو در شورای ملی حضور داشتند. پس از سال ۲۰۰۱، برای نخستینبار یک کرسی ویژه در پارلمان به هندوها و سیکها اختصاص یافت؛ کرسیای که چهرههایی چون اوتار سینگ خالصه و بعدتر انارکلی هنریار، بهعنوان نمایندگان این اقلیت، تلاش کردند از آن برای بازتاب مشکلات و مطالبات جامعهٔ خود استفاده کنند. با این حال، گزارشها نشان میدهد که تبعیض ساختاری و نبود حمایت مؤثر دولتی، مانع مشارکت پایدار و مؤثر آنان در سیاست و زندگی عمومی شده است.
نهادهای بینالمللی دلایل فروپاشی این جامعه را ترکیبی از تبعیض مذهبی، حملات هدفمند گروههای افراطی، تهدیدهای امنیتی، مصادرهٔ اموال و ضعف مزمن حمایت دولتی میدانند. برای بسیاری از خانوادههای هندو و سیک، ترک افغانستان نه یک انتخاب آزادانه، بلکه راهی ناگزیر برای بقا بوده است.
امروز، هندوها و سیکهای افغانستان بیش از آنکه یک اقلیت فعال باشند، یادگاری زنده از تنوع تاریخی و فرهنگی این کشور بهشمار میروند؛ تنوعی که زمانی شهرهایی چون کابل و جلالآباد را به فضاهایی چندفرهنگی و پویا تبدیل کرده بود. ناپدیدشدن این جامعه، تنها از دست رفتن یک گروه مذهبی نیست، بلکه حذف بخشی از حافظهٔ تاریخی و اجتماعی افغانستان است. نوت: مسعودیان که گلابی ها وبخارایی آند اهل هندو و سیکها را هندوستانی معرفی کردند احمق ها خود می گویند افغان نیستند. بدون چور وچپاول گاهی بنام دین و مذهب و زبان و نژاد همه را خورند و رفتند .اسلام در خطر است را بهانه برای قدرت طلبی مسعود و ربانی و گیلانی و مجددی در افغانستان بوده است مثال آن قرار داد بن پول گرفتند یادت نره






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























