#خندان، همیشه زنده در دلها!
اینجا، آرامگاه مردیست که یک عمر در راه خدمت و زدودن تاریکیها، در گوشهگوشهی این سرزمین، شمع علم روشن کرد و گل دانش افروخت.
او پدر معنوی هزاران شاگرد در این سرزمین بود.
آره، از مرد فقید و باوقار، الحاج پوهنیار یارمحمد خندان صحبت میکنم؛ کسی که با شور و احساس بلند، در راه تعلیم فرزندان وطن تلاش کرد و عمرش را که خداوند برایش داده بود، به بهترین وجه ممکن به کار گرفت.
او از نوادههای ملکهای زرغونشهر بود؛ مردانی که سالیان سال دعاوی ذاتالبینی مردم را با درایت حلوفصل میکردند.
خداوند به جناب خندان علم و درکی فوقالعاده عطا کرده بود؛ او گنجی بود در دل این دیار پر از رنج.
به یاد دارم روزی را که مراسم افتتاحیه تعمیر سهطبقهی زرغونشهر برگزار شد؛ چقدر زیبا و پرمایه سخن گفت.
در آن زمان هنوز افتخار شاگردی ایشان را نداشتم، چون یا صنفهای بالاتر را درس میداد یا در لیسهی محمد آغه ایفای وظیفه مینمود.
طبیعیست که در میان انجمنها یا سرلینها، گاهی صحبتهای خودمانی میان شاگردان پیش میآمد.
اما جناب خندان بزرگ، بیآنکه کسی را مخاطب قرار دهد یا کسی را برنجاند، بهصدای نسبتاً بلند میگفت:
"آخرا آوازمه میشنوه... آخرا آوازمه میشنوه..."
و بعد چند ثانیه مکث میکرد و همانجا را نگاه میکرد تا سکوت همهجا را فرا بگیرد.
او گنجی از دانش و ادب بود که هم در رفتار و هم در گفتارش بازتاب مییافت.
یادش گرامی و بهشت برین، جایگاهش باد.
حمایت شما سرمایه ماست ![]()