در پاسخ به نوشته اهانت آمیز فرید مزدک درمورد جهاد مردم افغانستان
جناب آقای فرید مزدک
در نوشته اخیرتان کوشیدهاید جهاد مردم افغانستان را به پروژهای بیرونی تقلیل دهید اما از ریشههای عینی بحران عبور کردهاید کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷، سرکوب گسترده سیاسی، اعدامهای جمعی، گسترش دستگاه استخباراتی، و نهایتاً ورود ارتش شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸.
پس از کودتای ثور به رهبری نورمحمد ترهکی و سپس حفیظالله امین، حکومت حزب دموکراتیک خلق موج بازداشت و اعدام مخالفان را آغاز کرد،زندان پلچرخی به مرکز حذف سیاسی بدل شد، سیاستهای اصلاحات ارضی و فرهنگی با اجبار و خشونت اجرا گردید، سازمانهای امنیتی چون «اگسا» و سپس «خاد» ابزار سرکوب ساختاری شدند.
گزارشهای تاریخی، از جمله پژوهشهای برنت روبین و آنتونی هایمن، نشان میدهد که در فاصلهٔ ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ هزاران نفر بدون محاکمه ناپدید یا اعدام شدند و شکاف عمیقی میان دولت و جامعه شکل گرفت.
در اوج همین بحران داخلی، در ۶ جدی ۱۳۵۸ ارتش سرخ شوروی وارد افغانستان شد حفیظالله امین کشته شد و ببرک کارمل با حمایت مستقیم مسکو به قدرت رسید. اسناد منتشرشده پس از فروپاشی شوروی نشان میدهد که مداخله نظامی با تصمیم مستقیم رهبری کرملین و در هماهنگی با جناحهای حزب صورت گرفت (اسناد آرشیو شوروی، منتشرشده در دهه ۱۹۹۰) موجود است.
از آن لحظه، مسئله صرفا اختلاف سیاسی داخلی نبود کشور وارد مرحلهٔ اشغال نظامی خارجی شد.
جهاد پیش از گسترش حمایتهای خارجی و حضور علنی آنها آغاز شده بود. حتی منابع غربی تصریح میکنند که شورشهای محلی در نورستان، هرات (قیام ۲۴ حوت ۱۳۵۷) و دیگر مناطق پیش از ورود گسترده کمکهای خارجی رخ داده بود.
اینکه بعدها آمریکا، پاکستان و برخی کشورهای دیگر از این وضعیت بهرهبرداری کردند، واقعیتی انکارناپذیر است اما بهرهبرداری ثانوی، علت اولیه را حذف نمیکند. پژوهشهای استیو کول و دیگو کوردووز نشان میدهد که حمایت خارجی پس از بینالمللیشدن جنگ شدت گرفت، نه پیش از شکلگیری نارضایتی گسترده داخلی.
اما پرسشهای اصلی همچنان پابرجاست که باید پاسخ دهید:
- چرا کودتای نظامی جایگزین روند سیاسی شد؟
- چرا حذف فیزیکی مخالفان به سیاست رسمی بدل گردید؟
- چرا بهجای اصلاح مسیر، ارتش یک ابرقدرت به کشور فراخوانده شد؟
هزاران انسان در این جنگ کشته شدند. مطابق برآوردهای سازمان ملل و پژوهشگران مستقل، تلفات غیرنظامیان و آوارگی میلیونی نتیجه مستقیم جنگی بود که پس از مداخله شوروی ابعاد بینالمللی یافت.
جهاد مردم افغانستان بدون کودتای ثور، بدون سرکوب سیستماتیک و بدون ورود ارتش سرخ، به شکل تاریخی خود شکل نمیگرفت. این یک رابطه علّی است، نه روایت احساسی.
تاریخ را نمیتوان تنها با تمرکز بر پیامدهای بعدی تحلیل کرد و از نقطه آغاز چشم پوشید. مسئولیت سیاسی هر جریان، از لحظهای آغاز میشود که قدرت را در دست میگیرد و مسیر کشور را تغییر میدهد.
با احترام
منالله التوفیق