Home خانه

عمر داوودزی، سفیر سابق افغانستان در پاکستان در بخشی از کتاب خاطراتش به جزییات دیدار با ملا برادر در بازداشت گاه استخبارات پاکستان پرداخته است

عمر داوودزی، سفیر سابق افغانستان در پاکستان در بخشی از کتاب خاطراتش به جزییات دیدار با ملا برادر در بازداشت گاه استخبارات پاکستان پرداخته است

627392517 122121732489068177 8632213495305955107 nپروسهٔ صلح به مسیر اصلی‌اش بود. ملا برادر، یکی از رهبران معدود طالبان، بخشی از نیروهای طالبان را رهبری می‌کرد و به‌خاطر حمایت از توافق سیاسی صلح، از شهرت خوبی برخوردار بود. ملا برادر رفیق نزدیک و از خویشاوندان ملا عمر بود. پیش از ناپدید شدن در سال ۲۰۰۱، ملا عمر، ملا برادر را به‌حیث سرپرست رهبری طالبان تعیین نمود.

رئیس‌جمهور کرزی ادعا می‌نمود که در سال ۲۰۰۲ نامه‌ای از سوی ملا برادر دریافت کرده و در آن نامه گفته شده بود که او به دنبال زندگی عادی و صلح‌آمیز در قریهٔ زادگاهش در ولایت ارزگان است. بر اساس اظهارات کرزی، ملا برادر خواسته بود که به قریه‌اش برگردد، مشروط بر این‌که مورد آزار قرار نگیرد.

یک سال بعد، ملا برادر به کرزی نامه فرستاد و بیان نمود که «تو در انجام تعهد و وظیفه‌ات ناکام شدی. من و هم‌زادگاهی‌هایم توسط مأمورین استخباراتی شما و خارجی‌ها آزار و اذیت شدیم و من محل را ترک نموده و دوباره به طالبان می‌پیوندم.»

ملا برادر به کویته رفت و رهبری طالبان را به عهده گرفت. او میان افغانستان و پاکستان در رفت‌وآمد بود، مرحلهٔ جدید نبردها را رهبری کرد و در صدد سربازگیری و تأمین منابع مالی برآمد. هشت سال بعد در کراچی دستگیر و در بازداشت پاکستان نگهداری شد.

ملا اختر منصور بدون گرفتن تأیید شورای رهبری طالبان، به‌حیث رهبر طالبان اعلام شد. حرف‌وحدیث‌های ضدونقیضی شنیده می‌شد. یکی از منابع گفت که ملا اختر منصور، شخص نزدیک به نهادهای پاکستانی، علیه رهایی ملا برادر بود. علی‌رغم تلاش‌های مکرر و پیگیر ما، مقامات پاکستانی از رهایی ملا برادر خودداری کردند.

در یکی از مراحل تلاش‌ها، مقامات پاکستانی از من خواستند که در مورد رهایی ملا برادر، نامهٔ عدم اعتراض سفارت امریکا را داشته باشم. با سفارت امریکا صحبت کردم، اما از دادن نامهٔ عدم اعتراض ابا ورزیدند. با این حال، با اصرار و تأکید من، مقامات پاکستانی ملا برادر را برای ملاقات به اسلام‌آباد آوردند.

ملاقات به تاریخ ۲۷ اپریل ۲۰۱۲ در یکی از خانه‌های امن در اسلام‌آباد صورت گرفت. پیش از ورود به اتاق ملاقات با ملا برادر، یکی از مأمورین استخبارات آی‌اس‌آی پاکستان گفت که اگر بخواهند به‌صورت تنهایی صحبت نمایند، هیچ مشکلی وجود ندارد. من قبول کردم که کمره‌های امنیتی را بردارند. خندید و گفتند ما دو نفر به‌خاطر تدابیر امنیتی حضور داریم.

مأمور استخبارات به او گفت که باید صحبت کند، زیرا سفیر افغانستان با او ملاقات نموده و به اردو به ملا برادر گفت: «هرچه می‌خواهی بگو.»

درک کردم که می‌خواهد بسیار رسمی باشد. هرچند مأمورین حاضر تلاش کردند پیش از آوردن او به ملاقات، وضعیتش را عادی سازند، اما باید گفت که وضعیت روانی او چندان عادی به نظر نمی‌رسید. به ملا برادر گفتم که علاقه‌مند صحبت هستم، زیرا می‌دانم به خاطر تمایل به پروسهٔ صلح با دولت افغانستان بازداشت شده است.

او صحبت‌هایش را آغاز کرد و گفت که هیچ‌گاه نمی‌خواهد با رژیم دست‌نشاندهٔ کرزی گفت‌وگو کند. گفت: «ما می‌خواهیم با امریکایی‌ها و مردم افغانستان مذاکره کنیم. جنگ ما علیه امریکایی‌ها است و طرف مقابل ما نیز آنها هستند. حکومت شما دست‌نشاندهٔ امریکایی‌ها است.»

برای او گفتم که می‌دانی رئیس‌جمهور کرزی تا چه حد برای رهایی تو تلاش کرده است. پاسخ داد که این حرف‌ها غلط است. برای به حرف آوردن ملا برادر تلاش کردم موضوع صحبت را تغییر دهم. پرسیدم در بازداشتگاه چگونه با تو برخورد می‌شود؟ پاسخ داد که مانند یک زندانی با او رفتار می‌شود.

پرسیدم در کجا و در کدام زندان نگهداری می‌شوی؟ گفت که نمی‌داند. پرسیدم با موتر یا هواپیما آورده شده‌ای؟ پاسخ داد که هر دو؛ ابتدا با موتر، سپس با هواپیما و دوباره با موتر.

در این مرحله به من نگاه کرد و افزود: «می‌دانم آدم خوبی هستی، می‌دانم در جهاد علیه شوروی شرکت نمودی و می‌دانم می‌خواهی صلح را به کشور برگردانی. اما می‌دانی چرا ما نمی‌خواهیم با خودت صحبت کنیم؟» گفتم صادقانه نمی‌دانم. گفت: «به این خاطر که می‌خواهم بفهمی پاکستانی‌ها ما را به زور می‌آورند که با شما بنشینیم، اما نمی‌توانند ما را مجبور به باز کردن دهان و صحبت کنند.»

پرسیدم آیا به راه‌حل صلح‌آمیز و پایان جنگ باور داری؟ پاسخ داد: «یقیناً، اما پس از پایان اشغال امریکا.» افزود: «شما در جستجوی صلح با یک مرده هستید.» گفتم: «الحمدلله، شما زنده هستید.» پاسخ داد: «زندانی بودن شبیه مرده بودن است.»

از او خواستم پیامی برای رئیس‌جمهور کرزی بدهد. گفت: «برای او بگویید که من یک مرتبه برده هستم، اما تو دو مرتبه برده‌تر از من هستی. زمانی که هر دو آزاد شدیم، مذاکره می‌کنیم.»

گفتم: «می‌دانم تو بردهٔ کسانی هستی که در این اتاق حضور دارند، اما می‌خواهم بدانم دو صاحب کرزی کی‌ها هستند؟» پاسخ داد: «کرزی بردهٔ امریکا و شورای نظار است.»

متعاقب ملاقات با ملا برادر، از چشم‌انداز مذاکرات دولت افغانستان و طالبان دلسرد شدم. هویدا بود که طالبان هیچ‌گاه وارد مذاکرهٔ معنادار با دولت افغانستان نخواهند شد. برداشت واقعی دیگر من این بود که طالبان هرگز پاکستانی‌ها را به خاطر رفتارهایی که در برابر رهبران‌شان صورت گرفته است، نخواهند بخشید.