شفیع دیوانه از رهبران حزب جنایتکار وحدت به رهبری مزاری تروریست
بر اساس روایتهای فراوان مردمی، شهادت بازماندگان و گفتههای زندانیان سابق، شفیع دیوانه بهعنوان یک قومندان جنایتکار جهادی شناخته میشد که خشونت را نه ابزار جنگ، بلکه مانند سایر قوماندان های جنایتکار جهادی شیوهی زندگی کرده بود. اتهام اصلی که همیشه همراه نام اوست، شکنجهی سیستماتیک و انواع قتل های مردم بیگناه و غیر نظامیان است.
مردم ملکی غیر هزاره، افراد متهم به همکاری با جناحهای رقیب، و گاهی حتی غیرنظامیان سنی، در بازداشتگاههای غیررسمی تحت ضربوشتم شدید، گرسنگی، تحقیر و آزار روانی قرار میگرفتند. بعضی روایتها از بستن افراد به تیر، لتوکوب با کابل و چوب، و نگهداشتن طولانیمدت در شرایط غیرانسانی حرف میزنند.
در مورد شپشفروشی در خاطرات مردم کابل و مناطق درگیر بهعنوان نماد نهایت تحقیر بهکار میرود. گفته میشود برخی زندانیان را عمدا در محیطهای کثیف و آلوده نگه میداشتند، بدون امکان شستوشو، تا بدنشان پر از شپش و بیماری شود. این کار هم شکنجهی جسمی بود، هم شکستن شخصیت انسان. اینکه چنین رفتاری از سوی نیروهای جنایتکار جهادی انجام میشد، در روایتهای متعددی تکرار شده است.
ظلم در ساحهی نفوذ حزب جنایتکار وحدت فقط به زندان محدود نبود. مردم محل از باجگیری، مصادرهی اموال، لتوکوب افراد عادی، و رفتار کاملا خودسرانهی نیروهای مزاری یاد میکنند. قانون، اگر اصلا وجود داشت، سلیقهی قومندانان بود. کسی که شکایت میکرد، اغلب خودش متهم میشد. ترس، ابزار ادارهی منطقه بود.
نکتهی تلخ اینجاست که شفیع دیوانه استثنا نبود. او محصول اندیشه تاریک و تروریستی اخوان الشیاطین بود که در آن جنگ، ایدئولوژی، مذهب و قومیت دست به دست هم دادند و انسانیت را له کردند. گفتن از جنایتهای جهادی های جنایتکار نه برای زندهکردن کینه، بلکه برای ثبت حافظهی جمعی لازم است. فراموشی، بزرگترین لطف به جنایتکاران است.
منتظر کامنت های تان هستم