شور بازار کابل؛
گذری میان تاریخ، تجارت و فرهنگ شهری:
شوربازار، یکی از کهنترین گذرهای کابل، تنها یک بازار یا کوچهٔ تجاری نبوده است؛ این گذر در سدههای گذشته نقشی چندلایه در زندگی شهری ایفا کرده: محل دادوستد، همزیستی دینی و قومی، تجمع فرهنگی، و صحنهٔ رویدادهای سیاسی و تاریخی.
این گذر تاریخی در میان گذر سنگتراشی و بالاحصار کابل واقع شده است؛ جایی که به باور برخی پژوهشگران، مرز میان «شهر» (بالاحصار بهعنوان مرکز قدرت سیاسی) و «بازار» (فضای زندگی روزمرهٔ مردم) را شکل میداد. برخی منابع محلی بر این باورند که نام «شوربازار» از ترکیب «شهر و بازار» برآمده، اگرچه برخی پژوهشهای دیگر آن را به معنای ازدحام و هیاهو میدانند.
بازار در سایهٔ بالاحصار:
بالاحصار کابل، همانند بسیاری از دژهای تاریخی جهان، نهتنها مرکز اقتدار سیاسی بلکه هستهٔ شکلگیری محلات پیرامونی بود. کارکنان دربار، عملهٔ شاهی و ساکنان پیرامون قلعه، نیازهای روزمرهٔ خود را از بازاری تأمین میکردند که در کنار آن شکل گرفته بود. شوربازار در همین بستر تاریخی زاده شد.
ارتباط شوربازار با بالاحصار از طریق تختهپل برقرار میشد؛ پلی که در مواقع خطر برداشته میشد تا قلعهٔ شاهی، که با خندقی محافظت میگردید، از گزند دشمن در امان بماند. این پیوند فیزیکی، نقش راهبردی شوربازار را در ساختار شهری کابل برجسته میسازد.
رونق اقتصادی و تنوع اجتماعی:
به روایت منابع محلی، شوربازار در دورهٔ امیر شیرعلیخان بهصورت منظمتر شکل گرفت، اگرچه پیشینهٔ برخی بناها مانند مسجد علیا (پیشتر به مسجد اورنگزیب معروف) نشان میدهد که ریشهٔ این گذر به دورههای قدیمتر بازمیگردد. این مسجد در قرن گذشته بهدستور مادر شاه اماناللهخان، ترمیم و بازنامگذاری شد.
شوربازار بازاری سرپوشیده، شبیه «چهارسوق»، بود که از تختهپل تا گذر سنگتراشی امتداد داشت. انواع دکانها و پیشههای شهری در آن فعالیت میکردند: بقالی، بزازی، عطاری، نانوایی، بوتدوزی، گلاباتوندوزی، سلمانی، شیرینیفروشی و ماهیفروشی. سرای عزیز و سرای صوبه بهعنوان مراکز عمدهفروشی و محل اقامت مسافران، به رونق تجاری بازار میافزود.
تنوع مذهبی و فرهنگی از ویژگیهای بارز شوربازار بود: هندوها، سیکها و مسلمانان در کنار هم زندگی و کسبوکار داشتند و معابد هندو (درمسالها) در کنار مساجد فعالیت میکردند. شوربازار همچنین محلی برای زندگی و تمرین آوازخوانان و هنرمندان محلی بود و برخی دکانها به پاتوق فرهنگی بدل شده بودند.
حافظهٔ فرهنگی و سیاسی:
شوربازار تنها محل تجارت نبود؛ این گذر با نامهای بزرگی در فرهنگ و سیاست افغانستان گره خورده است. از سکونت سرهنگ لطیف، تا حضور مولوی غلاممحیالدین افغان، آموزگار مشروطهخواه، و صوفی غلامنبی عشقری، شاعر و نسوارفروش نامدار، که دکان او به پاتوق فرهنگی بدل شد.
این گذر همچنین شاهد رویدادهای سیاسی مهم بوده است. در ۱۲ سرطان ۱۲۹۷ خورشیدی، عبدالرحمن لودین در حوالی شوربازار تلاش کرد امیر حبیبالله خان را ترور کند؛ این اقدام ناکام ماند اما نام شوربازار را در حافظهٔ سیاسی کابل ثبت کرد. در سالهای بعد، شوربازار شاهد کشتهشدن و زندانیشدن افراد بسیاری در تحولات سیاسی بود.
تحول شهری و کاهش رونق:
تحولات شهری قرن چهاردهم خورشیدی، بهویژه کشیدن جادهٔ میوند و سرکهایی که بافت کهن شهر را شکافت، شوربازار را دگرگون کرد. بسیاری از گذرها و کوچهها یا تخریب شدند یا تنها نامی از آنها باقی ماند. آن بازار پرجنبوجوش، بهتدریج از مرکز زندگی شهری کنار رفت و بخشی از هویت تاریخی خود را از دست داد.
امروز، شوربازار بیش از آنکه یک بازار فعال باشد، خاطرهای جمعی و میراث فرهنگی است؛ روایت شوربازار در واقع روایت کابل قدیم است؛ شهری که لایههای تاریخ آن هنوز در کوچههای تنگ و نامهای فراموششده نفس میکشد.
منابع
محمود، شاه محمود. مقاله شوربازار کابل.
واصل، احسان. مقاله شوربازار.
داس، ایشور. ما باشندگان دیرینهٔ این سرزمین. سویدن، ۲۰۰۳.
کوشان، صوفی پاینده محمد. با کابل قدیم آشنا شوید. کابل، ۱۳۸۴.
یادداشتها و منابع محلی: کابل نات، افغانستان فردا، نوشتههای آصف آهنگ.