Home خانه

عمر داوودزی رئیس دفتر حامد کرزی در کتابش «بی سانسور روایتی از سقوط دولت» به ماجراهای جالب درونی پرداخته است

عمر داوودزی رئیس دفتر حامد کرزی در کتابش «بی سانسور روایتی از سقوط دولت» به ماجراهای جالب درونی پرداخته است

نقل به مضمون:

615881204 122119944687068177 4342920798759970758 n«حامد کرزی در سپتامبر ۲۰۰۱ زنگی دریافت می‌کند که به او می‌گویند آقا آماده باش، ما تو را به کشورت می‌بریم و رییس جمهور می‌سازیم. زنگ‌زننده یک نیروی قوای خاص امریکا بود که بعدا در جریان حضور امریکا در افغانستان به یک بازیگر کلیدی تبدیل شد. کرزی در یک حرکت حیرت‌آور بدون معیتی حتا یک فرد مسلح نگهبان، از قندهار به کابل آمد. از نظر سنتی رهبران از قندهار با یک جمع بزرگ نیروهای قومی می‌آمدند. کرزی در یک هواپیمای امریکایی به بگرام مواصلت کرد. زمانی که فهیم خان و تعدادی از همراهانش از کرزی در بگرام پذیرایی کردند، فهیم خان به کرزی گفت که توقع می‌رفت او با هزاران فرد مسلح از قندهار بیاید. کرزی پاسخ داد که هزار فرد مسلح من شما استید. فهیم خان با ستایش از حامد کرزی وعده کرد که به هر قیمتی از کرزی حمایت کند.

پیش از آمدن کرزی به کابل، فهیم خان و امریکایی‌ها استاد ربانی را برای تحویل‌دهی قدرت به کرزی متقاعد ساخته بودند و مراسم تحلیف او در ۲۲ دسامبر ۲۰۰۱ در ادیتوریم وزارت امور داخله برگزار شد.کرزی میزان شمولیت افغان‌های تحصیل‌کرده در حکومت را بیش‌تر می‌ساخت. فرماندهان شورای نظار با این کار بخل ورزیده، به فهیم می‌گفتند که روزی می‌رسد که خودت را هم با لگد زده بیرون کند. فهیم می‌گفت که او بر همه چیز کشور کنترل دارد و اگر بخواهد صمد و احمد‌ولی دست‌بسته کرزی را نزد او می‌آورند. صمد و احمد‌ولی مسوولان گارد محافظت کرزی بودند که توسط فهیم توظیف شده بودند. خلیل‌زاد این جریان را به بوش حکایت کرد و بوش به کمپنی Dyn corp هدایت داد که کرزی را محافظت کنند. رهبران سیاسی، قومی و مذهبی با حضور این کمپنی امنیتی در ارگ خوش نبودند، زیرا آن‌ها توسط سگ‌های ویژه تلاشی می‌شدند. بسیاری از وزیران نیز از نحوه تلاشی و بازرسی این کمپنی رضایت نداشتند. چندین بار این کمپنی محافظتی در سفرهای بیرونی کرزی، با وزیران بدرفتاری کرده بود. در یکی از این موارد ماموران این کمپنی یک وزیر که در عین حال رهبر یکی از احزاب سیاسی شیعه بود را در یکی از سفرهای ولایتی رییس جمهور به‌شدت توهین کردند. زمانی که این وزیر می‌خواست به کرزی نزدیک شده در گوشش چیزی بگوید، ماموران این کمپنی به سینه‌اش با لگد زده او را دور ساختند. در برگشت به کابل وزیر به کرزی شدیدا اعتراض کرد. کرزی به من دستور داد که این اعتراض را با مسوول کمپنی شریک سازم. مسوول کمپنی گفت که وظیفه آن‌ها محافظت کرزی است و در این امر اگر لازم باشد حتا می‌توانند به روی وزیران شلیک کنند؛ حتا به روی تو! پیام مسوول کمپنی امنیتی برایم بسیار معنادار و واضح بود و آن این‌که امریکا یک پارتنر و شریک در افغانستان دارد و آن حامد کرزی است و بس. زمانی که رییس دفتر کرزی بودم، در سال‌های نخست حکومت روابط کرزی با امریکا و مقامات امریکایی به اندازه‌ای دوستانه و صمیمی بود که اگر یک سرباز امریکایی در افغانستان کشته می‌شد، کرزی بیانیه همدردی می‌داد و حتا شخصا به والدین سرباز کشته‌شده امریکایی زنگ زده عرض تسلیت می‌کرد؛ اما چنین برخوردی را با نیروهای امنیتی افغانستان و یا غیرنظامیان که کشته می‌شدند، نداشت».