حزب وحدت مردم بود یا شرکت شخصیِ چوگیسازی محقق؟
سالهاست رفتار و معاملهای که استاد محقق با هزارهها و در کل ملت افغانستان انجام داده، سوالبرانگیز است؛ از حمایت آشکار او از فاطمیون – نیرویی وابسته به بیگانه – گرفته تا موجسواری سیاسی بر خون شهدا و حرکتهای مردمی مثل جنبش روشنایی.
دشمنی آشکار او با نسل روشنفکر و نخبههای هزارهٔ غزنی، مخصوصاً جاغوری و مالستان، برای همه واضح است. در مقابل، حمایت بیچونوچرای او از «معصومهها و معصومهملها» همیشه جای تأمل داشته.
نمونهٔ روشنِ برخورد او را بسیاری از بزرگان مالستان به یاد دارند؛ روزی که ولسوالی مالستان سقوط کرد و هیأتی از وکلا، متنفذین و فرماندهان به نزد محقق رفتند تا از حکومت کمک بگیرند. اما محقق، از روی کینهٔ قدیمی، بدون هیچ مقدمهای گفت:
«شما یک خواهرخوانده به نام داود تاجی در شورای امنیت دارید، بروید از همان کمک بخواهید.»
حالا که دوباره از تغییرات احتمالی در افغانستان صحبت میشود، تنها امید این است که استاد محترم دوباره از همان «رفیقخواندههای معصومه» برای زدن و کندن یاری بگیرد و بار دیگر سرنوشت یک قوم بازیچهٔ رقابتهای شخصی اش نشود.