خاطره های فراموش نشدنی از دوران ظاهر شاه
دوستان ، عزیزان و خوانندگان گرامی را سلام، کلکسیون بانکنوتهایم را ورق میزدم، و تاریخچه رهبران وطنم در مقابلم، مانند رسم گذشت، میگذشت. یقین دارم شما عزیزان نیز خاطرات ازین رسم گذشت دارید، که اگر خواسته باشید با عزیزان دیگر شریک شوید . من دوران رهبری ظاهر شاه را انتخاب کرده ام، گرچه تا زمان ترکی در افغانستان بودم، و از رهبران دیگر یکی پی دیگر از دور شاهد بوده ام.
دوران ظاهر شاه را گر منتقدین خود را دارند، به شمول خودم ، اما به فول شاعر «عیب می را چو بگفتی هنرش نیز بگوی» از ظاهر شاه به این سو رهبران ما نه واقعاً انتخابی بوده اند، نه انتصابی، بلکه بد بختانه کودتا و یا کلید ارگ را با زور «پاچا گشتی» گرفته اند.
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
ای کشته کی را کشتی تا کشته شدی باز
تا آنکه کی او را بکشد آنکه ترا کشت؟
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
بد بختانه فرهنگ ما و طرز تفکر ما راه دیگری را به رسمیت نمی شناسد، پس هر صبح و شام گوش به آواز «پاچا گردشی» باید بود. مت ترجیع میدهم از زمانی تعریف کنم که اگر به همان پیمانه ادامه پیدا میکرد ، پیشرفت های، هنری، سیاسی، اقتصادی، تحمل ، دیگر پذیری، ادبیات، قضایی، شرعی و دیگر پدیده های وطن را تصور هم کرده نمی توانستیم.
بعضی شخصیت های آن دوره چندین بعدی بودند، و بسیار مشکل است انها بسامی که سزاوار اند نقد کرد: بطور مثال استاد خلیل الله خلیلی نه تنها یک شاعر بینظیر معاصر بودکه همقطاران ایرانی اش به استاد احترام خاصی داشتند، از جمله رهی معیری، استاد سفیر افغانستان در جده و بغداد بوده اند، مشاور مطبوعاتی ظاهر شاه به سطح وزارت، زمانی رییس پوهنتون کابل، در زمان مجاهدین به دعوت دخترش به ایالت ورجینیا دعوت شدند، و امریکا ویزه اقامه دایمی را به استاد داد، اما استاد در زمان جهاد دو باره به به پشاور بر گشتند. و بالاخره در همانجا جان را به جانان دادند. بعضی ها ادعا دارند که استاد خلیلی غزلی در مدح طیاره الحق سروده اند که درست نیست، من آن غزل را دارم، بلکه به کنایه طیاره الحق را طعنه داده اند. با هیچیک از رادمردان میدان هنر، آزادی، سیاسی، ادبیات و غیره کدام نسبتی ندارم، صرف این رادمردان از وطنداران معزز سرزمینم بوده اند. پدر استاد مصتوفی محمد حسین خان مقتوفی امیر حبیب الله خان بود کعبه امر امان الله خان به جرم مصتوفی پدرش به دار اویخته شد، و مادرش از قوم صافی کوهدامن بود.
شایق جمال، عشقری، سلیمان لایق، بیتاب، الفت، بارق شفیعی، سیلاب، سلیمان لایق،، قهار عاصی،و امثال ایشان که با قریحه نظم نویسی تولد شده بودند و قبل از سرودن ، قرآن ، حدیث و آثار شعرای متقدمین را هضم کرده بودند، راجع به خود نمی نوشتند باکهاش یک مقام بالاتر و بزرگتر از خود شعر می سرودند. لطفاً از شعرای دوره نهضت ظاهرشاهی کسانی که از حافظه بنده در همین لحظه فرار کرده باشند، در کامنت علاوه کنید.
خوشا روزگار دبستان ما
که دیگر نیاید به دوران ما
از سیاست مداران ورزیده و با تحصیل عالی کسانی داشتیم که در کنگره مجموعه ملل متحد از حضور و بیان شان اعضا به پا ایستاده و پیهم کف میزدند. سید بهاوالدین مجروح یک راد مرد دیگر ادبیات، فلسفه و سیاست دوران ظاهر شاه بود که در فرانسه، انگلستان، جرمنی و امریک از افغانستان نمایندگی کردند، و از طرف دشمنان وطن در پشاور ترور شدند. داکتر محمد یوسف، میوندوال، داکتر ظاهر ، بهرات علی تاج، عبد الرحمن لودین،عبدالرحمن محمودی،محمد صالح پرونتا، میر محمد صادق فرهنگ، غلام حیدر نیسان، میر غلام محمد غبار، محمد ابراهیم بسمل، و صد ها دیگر، همه پرورده دوران نهضت بی سابقه دوران ظاهر شاه بودند. من صرف از یاد و بود شان خود را بسیار کوچک میبینم، که به تناسب ایشان دران عصر پیشرفته تر، دانسته تر، مطمن تر از معاصرین ما هستند. سید داوود آقای حسینی در خوش نویسی، و علامه سلجوقی در دانش و بیدل شناسی تا حال بینظیر اند.
موسیقی آن دوره از دوران طلایی افغانستان نمایندگی میکنند در هر نوع موسیقی، موسیقی محلی و اصیل افغان در جهان بینظیر بود. استاد در محمد (دُری، ) به هند ، تاجکستان، ایران، پاکستان، اتحاد جماهیر شوروی دعوت شده اند، و بینندگان و شنوندگان خود را افسون میکردند. بعد از استاد ، پسرانش، استاد سلام، ماشینی ، شاگردانش، مانند زمان شوقی و بیلتون، جایش را پر کردند، و بعد ازان دوران خورشید دوران غروب کرد.
استاد بهاوالدین در تنبور ستاره بود کهاز شمال طلوع کرده بود. آنچه بهاوالدین در تنبور مینواخت ستار نواز وقت هند، استاد روی شنکر را به تعجب می اندخت در مراعات دقت در سرعت. بنگیچه بدخشی، فیض کاریزی، گل محمد استالفی، نمایندگی از وطن من میکردند. استاد توکل شاه، برادرش ظاهر جان که در چند آهنگ احمد طاهر جان رباب نواخته، استاد یوسف ( هرمونیه چی)
موسیقی آماتور آن زمان جوانان آن دوران را عاشقان موسیقی ساخت، احمد ظاهر، ناشناس، یونس، سلما، رحیم جهانی، طاهر هویدا، ساربان، گروه باران، و چهار برادران جوانان جامعه ما را از موسیقی اگاهساختند. استاد خیال، نینواز، شاهولی ولی، استاد زلاند،
استاد سر آهنگ، شیدا ، استاد رحیم بخش، استاد نبی گل، استاد محمد عمر ، استاد غلام نبی، استاد نتو، استاد غلام حسین استاد هاشم، استاد، استاد امیر محمد،استاد جاول میر، استاد مهوش، استاد سلیم سرمست، و امسال اینها تا امروز بی بدیل مانده اند.
از جواناناستاد همایون سخی، و ساغر محبوبی را نیز میتوان در جمله استادان جا داد، کمی و کاستی را اصلاح کنید و ببخشید.