Home خانه

تاریخ زندگی روزمره ایزار و پطلون

تاریخ زندگی روزمره ایزار و پطلون

Screenshot 2025 11 22 222914درک زندگی روزمره مردم بخش مهم پژوهش های تاریخ است. در فرانسه یکی از بنگاه های مشهور و قدیمی نشریاتی کلکسیون ویژه در این مسئله دارد.

بدبختانه در افغانستان در این مورد هیچ علاقه بروز نکرده است. کتاب های تاریخ زندگی و جنگ شاهان و امیران است.

لباس نیاز روزمره و شاهد نوسانات دائمی است. این نوسانات در چوکات بزرگتر تحولات گسترده زمان شکل میگیرد.

در این فشرده و بدون ادعای علمی مسئله لباس مردان، بویژه ایزار و پطلون را مرور میکنیم. باور دارم که این موضوع میتواند عنوان یک پژوهش ماستری یا دکتورا باشد.

پطلون واژه فارسی-کابلی شده فرانسوی است.

در تاریخ افغانستان برای نخستین بار امیر شیرعلی خان در دور دوم امارت پطلون به تن کرد، دستار را دور کرد و کلاه خاص پوست قره قل بر سر نهاد. در سفر تاریخی خود در هند این رسم را معمول ساخت. این لباس ویژه امیر بود. دیگر درباریان و وزیر ها همان لباس سنتی پیشین می‌پوشیدند. عبدالله جان ولیعهد نیز در آوان کودکی این لباس امیرانه بر تن میکرد.

این تحول به تنهایی خود نمونه تغییر در ذهنیت حاکم است. دوری از سنت بویژه ترک دستار که بیشتر علامت پایبندی به سنت پیامبر بود.

دور دوم امارت امیر شیرعلی خان بخصوص پس از سفرش در هندوستان و ملاقات با مقامات انگریز شاهد تحول های گسترده در حکومتداری کابل است. ایجاد اولین چاپخانه و نشر جریده شمس النهار، کتاب، تاسیس نخستین مکتب، ماشینخانه حربی، پسته مالیاتی و پسته خانه، تعیین اولین حکومت و وزرا، تشکیل شورا غرض تعیین رسمی ولیعهد، عنوان های منصب نظامی ....

تغییر لباس امیر در این چوکات بزرگ معنی و مفهوم پیدا میکند.

این رسم پطلون دهه ها در سطح حکمفرما دوام کرد تا آهسته آهسته به سطح دربار و خاندان شاهی در زمان امارت امیر حبیب الله رسید. پوشیدن کلاه هم کمرنگ شد و امیر سرلچ نمایان شد.

در دوران امیر امان الله خان دریشی در محیط مربوط به دولت، اداره های دولتی، وکیل های پارلمان، شماری از مکتبها ، خصوصا کابل عام ( جبری؟ ) شد.

فقط همین مسیر لباس پوشی در سطح دربار و دولت مسیر یکسان و مداوم نداشت. حرکت زیگزاگی بود. در این زیگزاگ ها تغییرات و رفت و آمد های سیاسی و تقابل سنت/ مدرنیته را میتوان مطالعه کرد.

چند دهه پیش از ختم سلطنت ساحه پوشش پطلون گسترده تر شد. رفتن به سینما و شماری از رستوران ها بدون پطلون اجازه نبود.

شاهد صحنه های مضحک و خنده دار بودیم.

در سینما های کابل شخصی که اجاره دار نگهبانی از بایسکیل بود، پطلون هم کرایه میداد. شماری از تماشاچیان با پطلون کلان، شماری تنگ، شماری دراز، شماری کوتاه در درون سینما خود فلم کمیدی و دوگانگی اجتماعی بود.

در کابل اما بیشتر در ولایت ها مامورها، استادان مکتبها، شاگردان یک پطلون یا دریشی داشتند که سالها بدون شستن به تن میکردند، چون کسی کرتی شویی را بلد نبود. در تغاره و لب جو شکل تغییر میکرد.

نوع ویژه اتوی وطنی پیدا شده بود. شب پطلون را زیر توشک خواب هموار میکردند تا با فشار جسم انسان اتو شود.

زیر لباسی رایج نبود. اکثر مردم پطلون را بالای تنبان می‌پوشیدند. چرا ؟ شاید در ذهنیت مردم پطلون لباس نبود!

کابل پیشرفته تر بود. مد و فیشن غربی، البته پس از چند سال در اروپا، پیروی میشد. پطلون کابلی بچه ها زیر تاثیر گروه بیتل رفت. پاچه ها فراخ و یخن های کرتی چامپه ی شد. در رادیو خواندنی با این موضوع مردمی و مشهور شد.

خاطره خنده دار و پر از تناقض زندگی سنت و مدرنیته کالا:

در مکتب و درسهای فرانسوی به فرهنگ و خوراکه های فرانسوی هم در کتابها و مجله ها آشنا میشدیم. یکی از خوراکه های مشهور حلزون است.

خبر شدم که در رستوران هوتل انترکانتیناتل کابل حلزون میدهند. چند ماه پیش از رفتنم به فرانسه بود. با چند دوست فرانسوی و خودم با پیراهن و تنبان وطنی خواستیم حلزون خوری برویم.

در در ورودی انترکانتیناتل مردی با لباس افغانی، کاسکت سرخ جنوبی، لنگی شف دار و چپلی های پشاوری به مهمان ها غرض خوش آمدید گویی و در باز کردن وظیفه داشت. همین شخص با همین سر و کله مانع داخل شدن من به هوتل شد.

اهمیت شکل لباس ، معنی و مفهوم آن و بیان تضاد های درونی و ساختاری از ورای لباس یک مسئله جالب و هشدار دهنده در درک فرهنگ، جامعه و سیاست و نوسان ها در تاریخ یک کشور است.

در ارتباط با این تاریخ امروز ما را مشاهده کنید.

امید جوان دانشجوی در این مورد پژوهش کند.