Home خانه
نام های قراء و قصبات کابل باستان
نام های قراء و قصبات کابل باستان
سروش مهرنوش نیکزاد:
کابل باستان تنها به شهر و محدودهٔ مرکزی آن محدود نمیشد، بلکه در پیرامون آن مجموعهای از قریهها، قصبات، درهها و نواحی وجود داشت که هر یک در دورههای مختلف تاریخی نامهای ویژهای داشتهاند. بر اساس فرهنگ کابل باستان، موقعیت طبیعی کابل، با کوهسارها و رودبارهای آن و قرارگرفتن در نقطهٔ اتصال راههای بزرگ چهار سوی منطقه، سبب شده بود که این سرزمین از روزگاران بسیار کهن مرکز شکلگیری آبادیها و تمدنهای گوناگون باشد. از همین رو، برای مرکز و اطراف کابل در دورههای پیش از اسلام نامهای متعددی به کار میرفته است؛ از جمله کابورا، بگرام، بگرامی، چکری، سروبی، پمگان، لمکان، النگار، ننگرهار، گرگه، پراچی، چونگر، ارگنداو، اونی، تکانه، تکنه، خمار، چلریز، کوچکین، پرزه، گادره، استافیل، پروان، سنگن، بوله، گین، دورنابه، باجگرد، مرنجان، بامیان، گنجی، لوگرد، للندر، ریشخور و سالنگ. در همین روایت، قدیمترین نام کابل «کاپول» دانسته شده که در گذر زمان به صورتهای «کابورد»، «کاپول»، «کاول» و سرانجام «کابل» درآمده است.
در زبان فارسی، حروفی مانند چ، پ و ژ در هنگام نگارش به خط عربی، به حروف متناسب با آن تبدیل میشدند، اما اصل بسیاری از نامها همچنان باقی میماند. مجموعهٔ نواحی و قصبات وابسته به کابل را «کابلستان» مینامیدند؛ همانگونه که مجموعهٔ نواحی زابل «زابلستان» خوانده میشد. در روایتهای مربوط به دورهٔ تدوین شاهنامه نیز از سرزمینهای زاول و کاول یاد شده است. بدین ترتیب، نام کابلستان تنها عنوانی برای یک شهر نبود، بلکه مفهومی گستردهتر داشت و حوزهای از شهرها، قصبات و آبادیهای پیرامون کابل را دربر میگرفت.
با ورود به دورهٔ اسلامی، کابل در برخی منابع «دارالحرب» نیز خوانده شده است؛ تعبیری که در ادبیات تاریخی آن دوره برای سرزمینی به کار میرفت که هنوز تحت حاکمیت مسلمانان قرار نداشت. پس از استقرار حاکمیت اسلامی، برای کابل عنوانهای دیگری نیز به کار رفت، از جمله «دارالملک» و «دارالخلافت». «دارالملک» به معنای شهری بود که فرمانروا در آن اقامت داشت و از آنجا حکومت میکرد. همچنین در کنار این عنوانها، اصطلاح «دارالمرز» نیز آمده است که در این روایت به مفهوم تختگاه و شهر مرکزی فرمانروا توضیح داده شده است.
واژهٔ «شهرستان» نیز در توصیف کابل باستان اهمیت ویژهای دارد. شهرستان به معنای قصبهٔ بزرگ، بهویژه جایی که باغهای فراوان، گذرگاه آب یا راههای عمومی داشته باشد، توضیح شده است.
در دورهٔ امپراتوری درانی، با تشکیل و تثبیت دولت مستقل، جایگاه کابل به عنوان مرکز سیاسی کشور بیش از پیش برجسته شد. بر اساس فرهنگ کابل باستان نام «دارالسلطنه» در سکههای طلا و نقره، فرمانها و وثیقههای رسمی برای کابل به کار میرفت. در کنار آن، ادارههای مختلف دولتی نیز با عنوانهایی چون دارالقضاء، دارالتوثیق، دارالکتب، دارالعلوم، دارالانشاء، دارالاحکام، دارالتحقیق، دارالشفاء، دارالضرب، دارالعیار، دارالتصحیح، دارالتفسیر، دارالتألیف، دارالترجمه، دارالآثار و دارالصناعه شناخته میشدند و دستگاه عمومی محاسبات و مالیات کشور عنوان «استیفای ممالک» داشت.
از نگاه تاریخی، فهرست این نامها تصویری از گستردگی جغرافیایی و فرهنگی کابل در دورههای مختلف به دست میدهد. بسیاری از این نامها در گذر زمان تغییر کرده، برخی از میان رفته و شماری نیز در نامهای امروزی شهر کابل و مناطق پیرامون آن به شکلی دیگر باقی ماندهاند. از این رو، شناخت نامهای قدیمی قریهها و قصبات، برای بازسازی جغرافیای تاریخی کابل و فهم چگونگی گسترش شهر از یک مرکز باستانی به پایتخت امروزی اهمیت دارد.




مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل مسکونه قریه زرغونشهر







































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه



































