Home خانه
حسیب «قوای مرکز»؛ دزد و باج گیر یا فرمانده مقاومت؟ داستان مردی که زندگیاش دو روایت کاملاً متفاوت دارد!
حسیب «قوای مرکز»؛ دزد و باج گیر یا فرمانده مقاومت؟ داستان مردی که زندگیاش دو روایت کاملاً متفاوت دارد!
داستان های پیشت پرده:
شاید شما هم این روزها نام حسیب پنجشیری، معروف به «حسیب قوای مرکز» را بارها در شبکههای اجتماعی دیده باشید؛ مردی که نامش برای عدهای با «مقاومت» گره خورده و برای عدهای دیگر با اتهامهای سنگین دوران جمهوریت.
اما واقعاً حسیب قوای مرکز چه کسی بود؟
حسیب پنجشیری در ۲۸ جنوری ۱۹۹۲ در روستای آبدره پنجشیر به دنیا آمد. او پس از گذراندن آموزشهای نظامی وارد نیروهای امنیتی جمهوری افغانستان شد و مدتی در قطعات ویژه امنیت ملی فعالیت کرد. گزارشهای منتشرشده درباره زندگی او نشان میدهد که پیش از سقوط جمهوری، در عملیاتهای امنیتی در نقاط مختلف افغانستان حضور داشت.
اما نقطه جنجالی زندگی او دقیقاً همینجاست.
اتهامهای جنجالی در دوران جمهوریت
نام حسیب پیش از ظهور دوباره طالبان نیز در رسانهها مطرح شده بود.
وزارت داخله افغانستان در آن زمان او را در ارتباط با فعالیتهای مسلحانه و اخلال در نظم عمومی تحت تعقیب قرار داد. همچنین شماری از دکانداران منطقه قوای مرکز کابل، او را به تهدید، اخاذی و گرفتن پول متهم کرده بودند.
این اتهامها در رسانههای افغانستان گزارش شده بود و حتی عملیاتهایی برای بازداشت او انجام شد؛ اما باید یک نکته مهم را فراموش نکنیم:
اتهام، با اثبات جرم در محکمه یکی نیست.
منابع موجود نشان نمیدهند که تمام این اتهامها در یک روند قضایی مستقل و نهایی ثابت شده باشد. بنابراین نمیتوان با اطمینان نوشت که حسیب «دزد» یا «باجگیر ثابتشده» بوده است.
از سوی دیگر، برخی رسانهها و نزدیکان جریان مقاومت روایت کاملاً متفاوتی ارائه کردهاند؛ آنان میگفتند حسیب به دلیل اختلاف با ساختار امنیتی و آنچه فساد و توطئه در نهادهای امنیتی میدانست، از وظیفه کنار رفت و بعدها در پنجشیر مستقر شد. این روایت البته عمدتاً از سوی منابع نزدیک به جریان مقاومت مطرح شده و نباید بدون بررسی مستقل بهعنوان واقعیت قطعی پذیرفته شود.
سقوط جمهوری؛ آغاز فصل تازه
با سقوط حکومت افغانستان در آگست ۲۰۲۱، زندگی حسیب وارد مرحله دیگری شد.
او به جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود پیوست و در پنجشیر و مناطق کوهستانی فعالیت نظامی خود را علیه طالبان ادامه داد.
در سالهای بعد، ویدیوها و پیامهای او از مناطق کوهستانی منتشر میشد و به یکی از چهرههای شناختهشده رسانهای جبهه مقاومت تبدیل شد. گزارشهای مختلف او را از فرماندهان مهم این جبهه معرفی کردهاند.
طرفدارانش او را فرماندهای میدانستند که حاضر نشد پس از سقوط جمهوری کنار بنشیند.
منتقدانش اما گذشته او در دوران جمهوری و اتهامهای مطرحشده علیه او را یادآوری میکردند.
و همینجا بود که دو تصویر کاملاً متفاوت از یک انسان شکل گرفت:
برای یک عده: «حسیب، فرمانده مقاومت».
برای عدهای دیگر: «حسیب، مردی با گذشتهای پر از اتهام».
آخرین فصل زندگی
در ۲۰ آگست ۲۰۲۶ خبر کشتهشدن حسیب پنجشیری منتشر شد.
جبهه مقاومت ملی مرگ او را تأیید کرد. گزارشها همچنین میگویند رسانه نزدیک به طالبان، «المرصاد»، ادعا کرده بود که او در عملیات نیروهای ویژه طالبان کشته شده است؛ جزئیات مستقل درباره زمان، مکان و چگونگی کشتهشدن او در ابتدا محدود بود.
حسیب هنگام مرگ ۳۴ سال داشت و طبق گزارش بیبیسی، همسر و پنج فرزند داشت.
اما سؤال اصلی هنوز باقی است...
حسیب قوای مرکز واقعاً چه بود؟
آیا باید او را فقط یک «قهرمان مقاومت» دانست؟
یا باید اتهامهای دوران جمهوریت را در قضاوت درباره زندگیاش جدی گرفت؟
شاید پاسخ واقعی، نه کاملاً سفید باشد و نه کاملاً سیاه.
آنچه اسناد و گزارشها نشان میدهد این است که حسیب پنجشیری هم گذشتهای جنجالی در دوران جمهوری داشت و هم پس از سقوط جمهوری به یکی از چهرههای شناختهشده مقاومت مسلحانه علیه طالبان تبدیل شد.
اما اینکه اتهامهای دزدی و باجگیری تا چه اندازه حقیقت داشته و کدام بخش از روایتهای مربوط به او تبلیغات سیاسی بوده، نیازمند اسناد قضایی و تحقیقات مستقل بیشتری است.
قضاوت نهایی را شما بگویید:
حسیب قوای مرکز را چگونه میشناسید؟
یک فرمانده مقاومت؟
یک چهره جنجالی با گذشتهای تاریک؟
یا مردی که واقعیت زندگیاش میان این دو روایت قرار دارد؟
نظر شما چیست؟ ![]()




مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل مسکونه قریه زرغونشهر







































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه



































