Home خانه
دفاع از یک دزد یا قاتل به معنای شریک بودن در جنایت اوست
دفاع از یک دزد یا قاتل به معنای شریک بودن در جنایت اوست

نویسنده: لمبه رنگریز
وقتی جانی و باج گیر،
«سپر قومی» می شود
قهرمان سازی از اراذل
انحطاط اخلاقی
تطهیر دزد هم تبار٫ خیانت به عدالت و شریک جرمی در جنایت است .
قومی سازی جنایت٫ وقتی جانی و باجگیر، «سپر قومی» می شود.
تقدیس زورگیران٫ بستر سقوط فرهنگی و خفت تاریخی یک ملت.
مرگ بر دزد خودی٫ تنها راه رهایی از ذلت و تعصب کور است.
تطهیر جنایتکار با خطکش قومی، نشانه ای انحطاط اخلاقی و سقوط شرافت جمعی است. جنایت، تبار و قومیت نمی شناسد.
دزد، دزد است و قاتل، قاتل.
اما ریشه ای این برخورد دوگانه در ساختار معیوب فرهنگ سیاسی و تعصب کور ریشه دارد.
رئیس خدایداد
مجرمی بدون چتر حمایتی
خدایداد یک جنایتکار حرفه ای، اختطاف چی و قاچاقچی بی رحم بود که جرم را به عنوان یک تجارت سیاه فردی انجام می داد.
او نه مانور سیاسی داشت و نه جنایت خود را زیر چادر «دفاع از قوم» یا «مقاومت» پنهان میکرد.
از همین رو، افکار عمومی و حتی قوم خودش، او را لکه ای ننگی بر دامن جامعه دیدند.
وقتی به دار مجازات آویخته شد، هیچ کس برای یک جانیِ عریان سینه چاک نکرد، چرا که او فاقد «پوشش ایدئولوژیک» بود.
حسیب قوای مرکز (پنجشیری)
دزدِ مقدس سازیشده
تفاوت حسیب پنجشیری در جنایتش نبود، بلکه در «سودجویی سیاسی» و سوءاستفاده از خلاء قدرت بود.
که او را ٫ از ساده لوحی اش استفاده کردند و به مرگ سپردند .
او و جریانات قومی فاسد، جنایت را به نماد «ایستادگی در برابر حکومت طالبی » و «مقاومت» گره زدند.
وقتی یک جامعه دچار تعصب نابینا و عقده های قومی می شود، تنزل فرهنگی تا جایی پیش می رود که یک باج گیر، زورگیر و فراری از قانون، توسط تبارگرایان متعصب لقب «قهرمان» و « مارشال » ٫ میگیرد.
فاسدان سیاسی، او را به عنوان ابزار فشار قومی بازتعریف کردند تا از او بازیچه ای در برابر حریف بسازند.
ریشه ای تراژدی
مشکل اصلی در «تقدیس مجرمِ هم تبار» است.
وقتی تفکر قومی بر عقلانیت غلبه کند، دزدِ قوم می شود «عیار و قهرمان»، اما دزدِ قوم تو می شود «جانی و مفسد».
این همان بی شرفیِ ساختاری است که یک ملت را به خاک سیاه می نشاند.
تا زمانی که مرگ بر دزد و جنایتکارِ خودی نگوییم، ذلت و بدبختی دست از سر این سرزمین برنخواهد داشت.
تعصب قومی، کوربینیِ سیاسی و دفاع از جنایتکار به جرم هم تباری، زخمی عمیق بر پیکر افغانستان است.
مقایسه یا توجیه جنایت بر اساس قومیت، انحطاط اخلاقی و سقوط شرافت انسانی است. دزد، قاتل، قاچاقچی و زورگیر، در هر قومی که باشد، هویت او جانی است، نه نماینده قوم.
سقوط اخلاقی در سایه تعصب قومگرایانه .
وقتی یک مجرم و باج گیر مجازات می شود، تفکر عدالت محور باید آن را گامی در جهت تصفیه جامعه بداند.
اما مشکل زمانی آغاز می شود که بخشی از جامعه به دلیل گره زدن هویت خود به رفتارهای قومی، مجرمِ «قوم خود» را قهرمان ملی و مجرمِ «قوم دیگر» را جنایتکار می نامد.
این رفتار دوگانه از چند عامل ریشه میگیرد:
نبود عزت نفس جمعی:
قومی که برای کسب اعتبار به مجرمان و زورگیران متوسل می شود، از نداشتن مؤلفه های واقعی عزت نفس مانند علم، اخلاق، عدالت و آبادانی رنج می برد.
تجارت سیاسی رهبران فاسد:
دلالان قومی با دامن زدن به خشم و ترس، هویت قومی را به سنگری برای فرار از قانون تبدیل کرده اند تا جنایتکاران را پشت عنوان «سپر قومی» پنهان کنند.
عقده های تبارگرایی:
تبدیل کردن دزد و زورگیر به «قهرمان» یا «مارشال»، سوءاستفاده از احساسات قومی و تحریف مفاهیم والای مبارزه، مقاومت و شرف است.
راه درمان و بیدارگری
برای رهایی از این ذلت و ساختن جامعهای مبتنی بر عدالت و حقیقت، اقدامات زیر ضروری است:
برچیدن شرف عاریه ای:
جنایتکار هیچ قومی ندارد.
دفاع از یک دزد یا قاتل به معنای شریک بودن در جنایت اوست.
مرزکشی میان قهرمان و جانی:
جامعه باید ارزش های اخلاقی را از وابستگی های قومی جدا کند.
قهرمان واقعی کسی است که به قانون، انسان و عدالت احترام می گذارد.
پذیرش حقیقت تلخ:
تا زمانی که هر قوم جانیان خود را محاکمه اخلاقی نکند و جنایتکاران قوم مقابل را نکوبند، زنجیره خاری و خفت گسسته نخواهد شد.
مرگ بر بدنامان، دزدان و دلالان قوم من، و مرگ بر بدنامان، دلالان و دزدان قوم تو.
نجات افغانستان در افشاگری، حقیقت گویی و ایستادگی در برابر تمام جنایتکاران، بدون توجه به زبان و تبار آن هاست.
Visa färre




مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل مسکونه قریه زرغونشهر







































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه



































