Home خانه
آخرین مجلس رهبران سیاسی افغانستان در ارگ
آخرین مجلس رهبران سیاسی افغانستان در ارگ
- نوشته وحید عمر -
قرار بود ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر روز شنبه ۱۴ اگست سال ۲۰۲۱ رهبران سیاسی و جهادی با رییس جمهور در ارگ ملاقات کنند. ساعت ۲:۳۰ که به قصر چهارچنار رسیدم، به جز داکتر اکرم خپلواک که مسوولیت هماهنگی مجلس را داشت، کسی دیگر نرسیده بود. از او پرسیدم رهبران سیاسی کجا هستند. گفت در سپیدار مجلس دارند و قرار است همه باهم به ارگ بیایند.
حدود یک ساعت بعد رهبران سیاسی به ارگ رسیدند. رییس جمهور کرزی، داکتر عبدالله عبدالله، فضلالهادی مسلمیار رییس سنا، قانونی صاحب، استاد خلیلی، استاد محقق و باتور دوستم آمده بودند. وزیر خارجه حنیف اتمر هم همرای شان بود. رییس شورا میررحمان رحمانی کمی دیرتر رسید. برای استاد سیاف هم کرسی گذاشته شده بود، ولی نیامد. معاونان رییس جمهور در مجلس نبودند.
فضای مجلس پرتنش بود و چهرهها عبوس و پریشان. کسی نمیخندید. بعد از تلاوت قرآن کریم، رییس جمهور مجلس را آغاز کرد. برخلاف معمول، خودش گفتنی زیادی نداشت. مایک را روشن کرد و به داکتر عبدالله گفت که آماده است از آنها بشنود. داکتر عبدالله از رییس جمهور کرزی خواست که صحبت کند.
رییس جمهور کرزی عاطفی صحبت کرد. گفت از احتمال جنگ و خونریزی در کابل نگران است. تمام خانوادهاش در کابل هستند و حتی وقتی جرمنها خواسته بودند پسرش میرویس را با یک بورس پنجساله به آلمان ببرند، قبول نکرده بود. گفت نمیخواهد فرزندان خودش در خارج باشند و از درد فرزندان مردم بیخبر بمانند. بعد به اصل موضوع رسید. گفت وقت تصمیم و قربانی است و باید از خونریزی و ویرانی کابل جلوگیری شود.
بعد از او داکتر عبدالله، استاد خلیلی، استاد محقق و یونس قانونی صحبت کردند. پیام همه تقریباً یکی بود: باید از خونریزی و ویرانی کابل جلوگیری شود. چیزی که برای من بسیار جالب بود، تفاوت این مجلس با مجلس امنیتی یک روز قبل بود. روز جمعه در همان ارگ، تمام بحث بر سر مقاومت، ایستادهگی و دفاع از کابل بود. اما روز شنبه دیگر هیچکس از مقاومت حرف نمیزد. همه از جلوگیری از جنگ و خونریزی صحبت میکردند.
این تغییر به دلیلی هم عجیب بود که رهبران جهادی در جلسات هقته های قبل از تواناییهای خود برای دفاع از نقاط مختلف افغانستان صحبت میکردند و برای خیزشهای مردمی و مفرزههای امنیتی از دولت اسلحه، مهمات و امکانات میخواستند. و امکاناتی هم برای این کار برای شان داده شده بود. اما حالا دیگر کسی از دفاع حرف نمیزد.
رییس جمهور ظاهراً پیام را دریافت کرد، یا حداقل فکر کرد دریافت کرده است. در جمعبندی کوتاه خودش هم دیگر از مقاومت و ایستادهگی حرف نزد. گفت با پیشنهادهای رهبران موافق است و هدایت داد یک هیات باصلاحیت تعیین شود تا فردا به قطر برود و با طالبان روی تصمیم نهایی صحبت کند. بعد به عجله از مجلس بیرون شد. آخرین مجلس رهبران سیاسی افغانستان با رییس جمهور غنی کمتر از نیم ساعت دوام کرد.
در جریان مجلس موضوع دیگری هم مطرح شد. یونس قانونی گفت که او و تعدادی از رهبران سیاسی به اسلامآباد دعوت شدهاند و قرار است فردا به پاکستان بروند. از رییس جمهور اجازه خواست. رییس جمهور برآشفته شد و گفت این وقت رفتن رهبران سیاسی افغانستان به پاکستان نیست و چنین سفری در این مقطع پیام خوبی نخواهد داشت. قانونی چیزی نگفت.
بعد از ختم مجلس، بیرون تالار با قانونی روبهرو شدم. از اینکه رییس جمهور با رفتن آنها به اسلامآباد موافقت نکرده بود، ناراحت بود و سخنان سختی گفت. از من خواست به رییس جمهور بگویم که از روی احترام در مجلس چیزی نگفته، وگرنه برای رفتن به اسلامآباد به اجازه کسی ضرورت ندارد. حرفهایش را شنیدم، ولی چیزی نگفتم. قرار نبود من میان قانونی صاحب و رییس جمهور غنی قاصد باشم.
کمی آنطرفتر، پیش روی قصر چهارچنار، داکتر عبدالله، استاد خلیلی، حنیف اتمر و اکرم خپلواک ایستاده بودند و صحبت میکردند. اتمر در وسط ایستاده بود و دیگران با دقت به او گوش میدادند. اتمر ناراحت بود. میگفت پیامی که قرار بود به رییس جمهور غنی داده شود، در لفافه گفته شد و به اندازه کافی واضح نبود. داکتر عبدالله هم با او موافق بود.
برداشت آنها این بود که رییس جمهور غنی پیام مجلس را درست نفهمیده است. حرف فقط این نبود که جنگ در کابل متوقف شود یا هیاتی به قطر برود. پیامی که رهبران سیاسی آورده بودند این بود که رییس جمهور باید کنار برود تا زمینه انتقال فوری قدرت فراهم شود.
اتمر پیشنهاد کرد که خودش و داکتر عبدالله دوباره نزد رییس جمهور بروند و این بار موضوع را واضح بگویند تا هیچ ابهامی باقی نماند. قرار شد از رییس جمهور وقت گرفته شود. من و اکرم خپلواک باهم به طرف حرمسرا رفتیم تا پیام را به رییس جمهور برسانیم و نظرش را بگیریم. در حویلی حرمسرا از داکتر خپلواک خواستم خودش تنها با رییس جمهور صحبت کند. خپلواک رفت و بعد از مدت کوتاهی برگشت. رییس جمهور حاضر نشده بود داکتر عبدالله و اتمر را ببیند.
وقتی آن روز از چهارچنار بیرون میشدم، برداشت من از آنچه اتفاق افتاده بود واضح بود. تقریباً تمام سیاسیون مهم داخل و بیرون نظام به این نتیجه رسیده بودند که رییس جمهور غنی باید از صحنه کنار برود. محاسبهشان ظاهراً این بود که مشکل اصلی ط/لبان با رییس جمهور است و اگر او کنار برود، ط/لبان با دیگر رهبران سیاسی به یک تفاهم خواهند رسید و ممکن یک حکومت مشارکتی ساخته شود. ط/لبان قبلاً پیامهایی در این مورد به برخی رهبران سیاسی داده بودند.
اما یک سوال اساسی بیجواب مانده بود: ط/لبانی که بدون مقاومت جدی تا دروازههای کابل رسیده بودند و حالا میدانستند که در داخل کابل هم اراده جدی برای جنگ وجود ندارد، چرا باید قدرت را با کسی تقسیم میکردند؟
اگر میتوانستند تمام قدرت را با زور بگیرند، چه چیزی آنها را مجبور میکرد که فردای آن روز در قطر آن را با دیگران تقسیم کنند؟




مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل مسکونه قریه زرغونشهر







































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه



































