Home خانه
پدرام چهل سال با پشتون ها دشمني و تعصب ورزید
پدرام چهل سال با پشتون ها دشمني و تعصب ورزید
نوشته ذیل از ( هارون میرسعیدی) را مشت نمونه خروار بخوانید و قضاوت کنید.
پدرام چهل سال با پشتون ها دشمني و تعصب ورزید اما در طول این مدت هیچ پشتون ناموس، خانواده و مناسبات شخصي وی را نه به میدیا کشید و نه مورد تعرض و بی حرمتی قرار داد.
اما چندی قبل دو کلمه خلاف طبع لندغران را در مورد مسعود گفت قلم بدستان شورای نظار و جمعیت مثل همیشه چنان با داو و دشنام ، رسوایی و بدنامی استقبال کردند که در هیچ قاموس انسانی، دیني و سیاسی قابل پذیرش نیست.
مخاطب نوشته های اخیرم هرگز تمام بدخشان نبوده و نیست فقط شخص اقای پدرام است، تلاش نکنید ان را منازعه پنجشیر و بدخشان تعریف کنید !
پدرام مرد هزار چهره، چرا پنجشیر رفت؟؟ حتما بخوانید
اما در پیوست به نوشتهٔ قبلیام، دوستان پرسشهای متعددی مطرح کردند و برخی نیز آن را مغرضانه خواندند در حالی که چنین نیست. آقای پدرام زنده هستند و خودشان میتوانند در صورت نادرست بودن مطالب، آنها را رد یا اصلاح کنند.
آقای پدرام به دلیل آزار جنسی از سوی مدیر مکتب و سپس درگیری و لتوکوب مدیر مکتب، روانهٔ زندان در فیضآباد بدخشان شد تا محاکمه شود.
آقای پدرام متأسفانه از داشتن پدر و مادر محروم بود و تا امروز نیز کسی پدر، مادر یا خانوادهٔ ایشان را ندیده است.
سرانجام، پدرام با همراهی و همکاری شخصی به نام عزیز عازم والی بدخشان و از اعضای جناح پرچم بود، عازم کابل شد تا در «اشپهلیسه» شامل شود.
در کابل با محمود بریالی آشنا شد و از طریق او به نشریهٔ «اخبار حقیقت انقلاب ثور» که مسئول وقت آن آقای ظاهر طنین بود معرفی شد.
آقای پدرام نسبت به سن خود قلمی توانا، شعرهای خوبی، چهرهای آراسته و ظاهری خوشتیپ داشت. به همین دلیل مورد توجه و محبت اطرافیان قرار میگرفت. نخستین وظیفهٔ او همکاری با «اخبار حقیقت انقلاب ثور» بود و برای آن خبر و شعر مینوشت که در برابر آن چندرغاز معاش دریافت میکرد.
سیما ترانه، شاگرد خانم مهوش، با ایشان آشنا شد و میان آنها رابطهای عاشقانه شکل گرفت و سپس نامزد شدند.
تمام هزینههای زندگی و مخارج پدرام را در کابل سیما ترانه پرداخت میکرد.
همزمان اختلافها و درگیریهای میان ببرک کارمل و دکتر نجیب نیز شدت گرفته بود.
در همین دوره پدرام به امرصاحب، از طریق اکرام کارگر پیام فرستاد که جوانی بااستعداد در شعر و دارای خط خوب علاقهمند همکاری با مجاهدین است.
این در حالی بود که آقای پدرام پیش از آمدن به پنجشیر عضو جناح پرچم بود و در خاد ۶ (خاد شش) همراه با آقای حنیف اتمر همکاری میکرد.
آشنایی و همکاری آقای حنیف اتمر و پدرام به دورهٔ عضویت پدرام در جناح پرچم بازمیگردد.
کاکای حنیف اتمر، محمدعلی اتمر مشهور به محمد علی کل، از مأموران برجسته و خطرناک خاد بود و معرف اصلی حنیف اتمر نیز همین کاکایش بود.
اکرام کارگر این پیام را به امرصاحب رساند و از پدرام بسیار تعریف کرد. او پدرام را فردی فعال در عرصهٔ فرهنگ، شاعر و ادیب معرفی کرد و همین امر علاقهٔ امرصاحب شهید را برای همکاری با او بیشتر ساخت و در نهایت، امرصاحب این درخواست را پذیرفت.
سرانجام، زمینه فراهم شد و پدرام به مجاهدین پیوست. در سال ۱۹۸۸، امرصاحب شهید کمیتهٔ نظامی خود را از پنجشیر به ورسج انتقال داد.
مرکز امرصاحب شهید تا زمان آزادی کابل، ورسج بود.
پدرام تنها سه ماه با مجاهدین و امرصاحب همکاری کرد و سپس به ایران رفت.
پس از آن امرصاحب شهید در دیداری، با لحنی طعنهآمیز، به اکرام کارگر گفت: «آن جوان، یعنی پدرام، فقط سه ماه طاقت آورد و بعد به ایران رفت.»
پس از آزادی کابل آقای پدرام به کابل آمد و نزد رهبر شهید، استاد ربانی، رفت و درخواست یک دیپلم کرد زیرا برای ادامهٔ تحصیلات عالی به آن نیاز داشت.
رهبر شهید، استاد ربانی، با رئیس دانشکدهٔ ادبیات، استاد عبدالعی کوهی که اهل بدخشان بود، تماس گرفت و پدرام را معرفی کرد تا در تهیه و تنظیم یک دیپلم با او همکاری شود.
پس از دریافت دیپلم عازم ایران شد. مدتی بعد، که از جزئیات آن اطلاع دقیقی در دست نیست، آقای پدرام رهسپار دوشنبه شد.
در آنجا با بانویی ایرانی به نام گیسو جهانی آشنا شد. گیسو جهانی زنی دانشمند و تحصیلکرده بود و مجلهٔ «آرمانشهر» را اداره میکرد.
پدرام با زنان شوهردار و دختران بسیاری رابطه داشته است.
خانم گیسو جهانی زمینهٔ مهاجرت آقای پدرام به فرانسه را فراهم کرد. همزمان، گفته میشود که پدرام با زنان شوهردار و دختران دیگری نیز رابطه داشت، به آنان وعدهٔ ازدواج میداد، هزینههای زندگی خود را از آنان دریافت میکرد و شغل ثابتی نداشت.
خانم گیسو جهانگیری نفوذ زیادی در فرانسه داشت. همچنین گفته میشود که مدرک دکترای افتخاری آقای پدرام از یک دانشگاه اسلامی عربی در پاریس نیز با حمایت و همکاری ایشان فراهم شد.
ایشان مدرک دکتری اسلامی از دانشگاه عربی دارد که هیچ تسلط ابتدایی به زبانی عربی ندارد.
پس از حدود ده سال پدرام گیسو جهانگیری را ترک کرد در حالی که او خدمات و همکاریهای بسیاری برای رشد و پیشرفت پدرام انجام داده بود. گفته میشود که لهجهٔ ایرانی، مهاجرت به اروپا و دریافت مدرک دکترا را نیز تا حد زیادی مدیون حمایتهای خانم گیسو جهانی است اما در مقابل، خیانتهای زیادی در حق او انجام داد.
آقای پدرام که از نعمت پدر و مادر محروم بود، تاکنون با داشتن رابطه با زنان متعدد هنوز صاحب فرزندی نیز نیست که به قول معروف راهش را ادامه دهد.
شما خود قضاوت کنید اقای پدرام هزار چهره با تمام جناح ها عضو همکار و در کنار آنان وظیفه داشت، در هر نظام شامل بوده و با هیچ تنظیم و حزبی تعهد اخلاقی نداشته و در هر دوره علیه آنان نیز قرار گرفته است.
در مورد ماجرای خیانت پدرام به هم حزبی خود و ارتباط نامشروع با همسر دوست هم حزبی اش نیز خواهم نوشت
ادامه دارد…
هارون میرسعیدی




مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل مسکونه قریه زرغونشهر







































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه



































