Home خانه
استاد میراکبر خیبر توصیه میگرد
استاد میراکبر خیبر توصیه میگرد:
« با دماغ خود ودر روشنی تجارب ملی ــ تاریخی
وطن تان، درباره میهن خویش بیندیشید؛ نی به مغزدیگران ونی به نقل قولهای طوطیوار ناشی از تحارب که ازلحاظ ملی وتاریخی با شرایط کشور تان همخوانی ندارد. تجارب دیگران در انطباق خلاق با شرایط وطن ما، قابل استفاده است.»
درحالیکه ببرک کارمل انوار روشنی بخش ومظهر غلبه برتاریکی ها در پندار وگفتار وکرداری میدید که از« کرملین» صادر میگردیدند وبر همین بنیاد؛وطنپرستی؛ منافع ملی ومنافع نهضت ترقیخواهانه کشور را در متن« سویتیست بودن»(شوروی گرایی) می پنداشت و به وضاحت میگفت: «کسانیکه میگویند ما صد فیصد سویتیست هستیم، اشتباه میکنند. ماهزارفیصد سویتیست هستیم».
با چنین اعتقاد بو که:«ببرک کارمل عامل خارجی وبویژه نقش اتحادشوروی وحزب کمونیست أن را درمقام مرکزهدایت و رهبری بین المللی نهضت کارگری، یا به تعبیر أن روزگار« جبهه صلح وسوسیالیسم» را، در افغانستان عمده واساسی میدانست »
چنین تفاوت نظر میان استادمیراکبر خیبر و ببرک کارمل، بعضی اوقات در اتخازتصامیم وتعمیل سیاست های جاری باعث بروز اختلافات میان شان میگردید. مثلأ: استاد میراکبرخیبر با نشر شمارۀ فوق العاده جریدۀ پرچم به مناسبت صدمین سالگرد تولد لنین، با چنان گستردگی و بی رهنگی وهمچنان با تائید علنی ورسمی لشکر کشی اتحاد شوروی بر چکوسلواکیادرسال1968, مخالفت های جدی باببرک کارمل که رهبر حزب بود، برخاست.
بادرنظرداشت چنین دیگاه بود که استاد میراکبرخیبرقبل از ترور خود به عبدالقدوس غدربندی که یکی ازاخلاص مندان او بود؛ چنین گفته بود:« جنبش ما را یک اختلاف بنیادی تهدید میکند ودرین زمینه متأسفانه ازسرنوشت احزاب مشابه که پیوسته قربانی بیجا دادند و بلاخر مجبور شدند به کپسول خود بخزند، هبچ پندوعبرت نگرفتیم. مطلب این است که مرز بین ارزشهای عقیده ای وملی نادیده گرفته شده، هر دو به زیان جنبش خلط میگردند. اعتبار ملی که پایۀ اساسی عرصۀ سیاسی یک خزب است، قربانی دنباله روی نمایشی می شود وتخریب میگردد. اختلاف اساسی من وکارمل در همین نکته است. من میگویم تکتیک واستراتیژی سیاسی حزب ما بر اساس تقدم خواستهای ملی و واجتماعی وطن خود ما اتخاز گردد و کارمل برعکی پافشاری دارد.[او] خودرا انترناسیونالیست پرشور. ومرا ناسیونالیست تنگ تظر معرفی میکند وبه صورت شرم أور اینجا و أنجا راپور میدهد وتبلیغات مینمایند.»
استاد میراکبر خیبر این مرد اگاه و وطنپرست میدانست ومیدید که حزب وجتبش ترقیخواهانه کشور، مردم و وطن محبوب اش بسوی چنین فاجعه سوق داده میشود، ازتجارب مثبت ومنفی جهانی، مثالهای مشخص توضیح مینمود؛ ولی گوش شنوای وجود نداشت، او را خواستند با
«تیزی»، «چالاکی» وبا شیوه های« درجان زدن» مانع گردند، که نشد. تهدیدش کردند، ازتلاس دست نکشید ودر نهایت به زندگی اش. نقطۀ پایان گذاستند.
فقیرمحمد ودان: نقد برکتاب عبدالوکیل جلد اول




مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل مسکونه قریه زرغونشهر







































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه
































